الگوی پیادهسازی در کشورها:
انتخاب یک نهاد ملی همکار در هر کشور.
انتقال چارچوب پنجهوش به مصوبات داخلی.
محاسبه شاخص «Cyrus Index» — میزان خرد، اخلاق، و چابکی در حکمرانی.
نتیجه نهایی
این مدل جهانی نه نسخه ایرانی صرف، بلکه هدیهی دانش ایرانی به جهان است:
نظامی که عقل، آموزش، عدالت، فرهنگ و انطباقپذیری را در یک هندسه هماهنگ قرار میدهد.
به زبان ساده، دانشگاه کوروش کبیر جهانی، اندیشه را به سازوکار حکمرانی جهانی بدل میکند.
صادرات مدیر
مشاور و مدیر صادراتی وارداتی
مدیریت صادرات
صادرات مدیریت کوروش کبیر
واردات علم مدیریت کوروش کبیر و...
کوروش کبیر الگوی جهانی مدیریت
همه چیز درست و بهتر میشه ایشالا
صلح و امنیت آرامش جهانی
کوروش زمان
داریوش زمان می آید
همه چیز درست و بهتر میشه ایشالا
شورای عالی همافزایی جهانی (Global Synapse Council):
هماهنگی میان پنج نهاد، تدوین استانداردهای اجرایی و گزارشهای سالانه به مجمع عمومی سازمان ملل یا اتحادیههای منطقهای.
دانشگاه کوروش کبیر جهانی» — چارچوب اجرایی پنجنهادی
۱. نهاد خرد راهبردی — Global Institute for Strategic Wisdom (GISW)
فلسفه: هر سیاست پایدار از خرد انسانی آغاز میشود، نه از رقابت قدرت.
کارکرد:
تشکیل شبکه جهانی مراکز تحلیل داده و دیپلماسی پیشنگر (Predictive Diplomacy).
تربیت رهبران با آموزش فلسفه، تاریخ تمدنها، و منطق رفتار سیستمها.
استخراج مشترکات فرهنگی برای ایجاد «زبان واحد خرد جهانی».
اجرایی در هر دولت: وزارت خارجه و اندیشکدههای امنیت ملی بهعنوان بازوی تحلیلی این نهاد عمل میکنند.
نماد آموزه کوروش: احترام به ملتها و پیشبینی رفتار قدرتها با عقل و نه با زور.
۲. نهاد آموزش و یادگیری مستمر — Cyrus School of Continuous Leadership (CSCL)
فلسفه: هیچ رهبر یا مدیر، فارغالتحصیل ابدی نیست؛ آموزش پایان ندارد.
طراحی دورههای مشترک جهانی برای مدیران حکومتی، با محورهای اخلاق، منطق، داده، انسانشناسی، و زیستپایداری.
ایجاد کلانپلتفرم بیندولتی برای تبادل تجربه حکمرانی.
استاندارد جهانی ارزیابی هوش حکمرانی: Balance of Mind, Ethics & Innovation.
اجرایی در هر دولت: وزارت آموزش یا دانشگاه ملی آن دولت، با پیوند به شاخه بینالمللی برای همآموزی جهانی.
نماد آموزه کوروش: یادگیری همیشگی و پرورش رهبران دانا، نه فرماندهان مطیع.
نهاد اقتصاد خردمند و تابآور — Global Smart Economy Council (GSEC)
فلسفه: ثروت حقیقی در گردش عادلانه ارزشهاست، نه در انباشت انحصار.
کارکرد:
شبکه جهانی برای تنظیم تجارت اخلاقی، منابع پایدار و ارزهای هوشمند غیرخصمانه.
تدوین استاندارد جهانی «اقتصاد بدون سلطه» (Fair Value Network).
آموزش دولتها در تفکر اقتصادی چندمحوری، مشابه مدل داریوش در هماهنگی ساتراپیها.
اجرایی در هر دولت: بانک مرکزی و وزارت دارایی در هماهنگی با بخش خصوصی و اتاقهای بازرگانی مستقل.
نماد آموزه کوروش: گردش آزادِ ارزش با عدالت و اعتماد.
نهاد فرهنگی و انسانی جهانی — World Humanity & Culture Alliance (WHCA)
فلسفه: قدرت فرهنگی از توان فهم و احترام میآید.
کارکرد:
برگزاری المپیاد جهانی گفتوگوی تمدنها با الهام از منشور کوروش.
تدوین «منشور همزیستی فرهنگی» بهعنوان ضمیمه اخلاقی منشور ملل متحد.
حمایت از پروژههای هنری و زبانی در میان دولتها برای نزدیکی اقوام.
اجرایی در هر دولت: وزارت فرهنگ و آموزش عمومی، با شبکه سازمانهای مردمنهاد.
نماد آموزه کوروش: آزادی اندیشه و احترام به باورهای گوناگون.
نهاد تحول و تطبیق — Agile Governance Global Hub (AGGH)
فلسفه: دولت باید زنده، متحول و انطباقپذیر باشد؛ نه سنگواره اداری.
کارکرد:
طراحی چارچوب جهانی برای «دولت چابک»: چرخه یادگیری، اصلاح سریع، بازخورد همگانی.
آموزش مدیران در تصمیمگیری پویا بر پایه داده و اخلاق.
ایجاد رقابت سالم میان کشورها در نوآوری حکمرانی.
اجرایی در هر دولت: دبیرخانه دولت و نهاد برنامهریزی ملی با مشاوره فناوری و نخبگان علمی.
نماد آموزه کوروش: تحول مستمر بر پایه نظم، نه هرج و مرج.
رشد پیشرفت و جهش
جهش رشد و پیشرفت
واردات جهش رشد پیشرفت
ساختار جهانی اجرایی مشترک
پنج نهاد فوق زیر چتر دانشگاه جهانی کوروش کبیر (Cyrus Global University) عمل میکنند. این دانشگاه نه بهمعنای ساختمان بلکه شبکهای بینالمللی از دانش، داده و تجربه است.
رشد اقتصادی
جمعبندی نهایی
جهش اقتصادی ایران از مسیر اینترنت یعنی:
تبدیل اتصال دیجیتال به زیرساخت ثروت، شفافیت و خلاقیت.
اگر دولت، بخش خصوصی و دانشگاهها متحد شوند:
هر کسبوکار میتواند جهانی شود.
هر جوان میتواند صادرکننده دانش شود.
هر استان میتواند “شهر هوشمند صادراتی” باشد.
میخواهی در گام بعد، نقشهی پروژه ملی “ایران دیجیتال ۱۴۱۰” را طراحی کنم؟
(یعنی طرح دهساله شامل نهادها، اهداف کمی، بودجه و مراحل اجرا تا سال ۱۴۱۰)
جهش اقتصادی
جهش پیشرفت
اقتصاد دیجیتال
رشد اقتصادی
صادرات رشد
پیشرفت
جهش صادرات
جهش پیشرفت
پیشرفت جهش
صادرات جهش و رشد و پیشرفت
واردات جهش و رشد و پیشرفت
جهش اقتصادی
اینترنت
زیرساخت پایدار و ارزان اینترنت ملی ـ جهانی
هدف: دسترسی گسترده، با کیفیت بالا و قیمت پایین.
گامهای اجرایی:
توسعه فیبر نوری تا سطح شهرها و روستاها.
آزادسازی مکمل بازار خدمات ابری (Cloud Services) برای بخش خصوصی.
چندمسیره کردن دسترسی بینالمللی (اتصال همزمان از خلیج فارس، قفقاز، آسیای میانه).
تشکیل صندوق ملی سرمایهگذاری اینترنتی برای تجهیز سرمایهگذاری در شرکتهای زیرساختی.
اثر اقتصادی: کاهش هزینه تبادلات، سرعت بالای تجارت دیجیتال، رشد صنایع مبتنی بر داده (FinTech، HealthTech، EduTech).
دیجیتالیسازی صنایع سنتی و زنجیره ارزش
هدف: هر کارخانه، مزرعه و شرکت کوچک به یک کسبوکار دادهمحور و جهانی تبدیل شود.
گامها:
پروژه «ایران دیجیتال» برای اتصال صنایع تولیدی به اینترنت صنعتی (IoT).
دیجیتالیکردن زنجیره تأمین: از کشاورز تا صادرکننده با سامانههای شفاف و ردیاب داده.
راهاندازی پلتفرم ملی «صادرات آنلاین» برای بازاریابی، قیمتگذاری و بیمه دیجیتال صادرات.
مشوق مالیاتی برای شرکتهایی که فرآیند تولید خود را هوشمند میکنند.
اثر: رشد بهرهوری و صادراتاندازی پلتفرم ملی «صادرات آنلاین» برای بازاریابی، قیمتگذاری و بیمه دیجیتال صادرات.
مشوق مالیاتی برای شرکتهایی که فرآیاندازی پلتفرم ملی «صادرات آنلاین» برای بازاریابی، قیمتگذاری و بیمه دیجیتال صادرات.
مشوق مالیاتی برای شرکتهایی که فرآیند تولید خود را هوشمند میکنند.
اثر: رشد بهرهوری و صادرات غیرنفتی، کاهش اتلاف منابع، افزایش اشتغال فناورانه.
۳. دولت دیجیتال و حاکمیت داده
هدف: بوروکراسی را از کاغذی و کند به شفاف و هوشمند تبدیل کند.
گامها:
تکمیل «پنجره واحد خدمات دولت» با اتصال همه وزارتخانهها.
ایجاد مرکز داده ملی برای تحلیل کلانداده اقتصادی و پیشبینی ریسکها.
کوتاهکردن مسیر اخذ مجوزها از ماهها به چند ساعت با هوش مصنوعی و امضای دیجیتال.
تدوین منشور «حق شهروندی در عصر دیجیتال» برای صیانت از دادهها و حریم خصوصی.
اثر: فساد اداری کاهش و رضایت سرمایهگذاران افزایش مییابد؛ دولت چابکتر و پیشبین میشود.
۴. اقتصاد محتوایی، فریلنس و صادرات نرم
هدف: تبدیل استعداد ایرانی به ثروت از راه دانش، خدمات و نوآوری دیجیتال.
گامها:
پشتیبانی از پلتفرمهای بومی برای صادرات خدمات دیجیتال (طراحی، برنامهنویسی، فیلم، موسیقی، آموزش آنلاین).
تشکیل «صندوق ملی اقتصاد محتوا» برای تسهیلات ارزی به فریلنسرها و استارتآپها.
آموزش مهارتهای جهانی (زبان، طراحی، بازاریابی دیجیتال) در قالب مدارس آنلاین.
اتصال پلتفرمهای ایرانی به شبکه پرداخت بینالمللی یا رمزارزهای مجاز.
اثر: جذب ارز از صادرات نرم، کاهش بیکاری تحصیلکردگان، رشد طبقه خلاق و نوآور.
۵. امنیت و حکمرانی هوشمند اینترنت
هدف: ایجاد تعادل میان آزادی، استقلال، و امنیت داده.
گامها:
تصویب قانون شفاف درباره مالکیت داده و امنیت سایبری.
طراحی مرکز پیشبینی حملات سایبری (Cyber Early Warning).
همکاری منطقهای در امنیت فناوری و استانداردهای ارتباطی.
آموزش عمومی برای سواد دیجیتال و مقاومت در برابر تهدیدات اطلاعاتی.
اثر: اعتماد عمومی و سرمایهگذاری خارجی در فضای دیجیتال پایدار میشود.
عدم دستیابی به رشد جهشی از طریق اینترنت و پلتفرمهایی مثل اینستاگرام در ایران، برخلاف بسیاری از کشورهای در حال توسعه، ریشه در چند مانع ساختاری و سیاستگذاری دارد [۱.۱.۳، ۱.۵.۳]:
۱. اختلالات شبکه و سیاستهای محدودکننده (فیلترینگ)
هزینه مستقیم قطعی: طبق گزارشهای اخیر، هر روز اختلال در اینترنت حدود ۴ هزار میلیارد تومان به اقتصاد کشور آسیب میزند [۱.۲.۱، ۱.۲.۴].
بازار فیلترشکنها: سالانه حدود ۴۸۰ تا ۹۰۰ میلیون دلار از سرمایه کشور صرف خرید VPN میشود [۱.۱.۷]. این رقم به جای اینکه صرف توسعه زیرساخت یا تبلیغات کسبوکارها شود، از چرخه اقتصاد مولد خارج میگردد.
۲. سهم پایین اقتصاد دیجیتال از GDP
سهم اقتصاد دیجیتال از کل تولید ناخالص داخلی (GDP) ایران حدود ۶ تا ۷ درصد است، در حالی که میانگین جهانی حدود ۱۵ درصد و در کشورهای پیشرو به بالای ۳۰ درصد میرسد [۱.۴.۱، ۱.۴.۲].
در حالی که اینستاگرام میزبان میلیونها کسبوکارهای خرد است، به دلیل ماهیت غیررسمی، این فعالیتها تأثیر کلانی بر آمارهای رسمی رشد اقتصادی ندارند [۱.۳.۱].
۳. ایزوله بودن از بازارهای جهانی
نبود سیستم پرداخت بینالمللی: به دلیل تحریمها و عدم پیوستن به پروتکلهایی مثل FATF، امکان فروش مستقیم کالا به خارج از مرزها از طریق اینترنت وجود ندارد [۱.۱.۳، ۱.۵.۲].
فرار مغزها و سرمایه: نااطمینانی از وضعیت آینده اینترنت باعث مهاجرت گسترده متخصصان فناوری و توقف سرمایهگذاریهای جسورانه (VC) در استارتاپها شده است [۱.۲.۹، ۱.۵.۱].
۴. ضعف در زیرساختهای مکمل
رشد اقتصادی دیجیتال نیازمند زنجیره تأمین قوی (لجستیک سریع، انبارداری مدرن و ثبات قیمت ارز) است. نوسانات شدید قیمت ارز باعث میشود حتی کسبوکارهای موفق اینستاگرامی در مدیریت سود و زیان خود ناتوان باشند [۱.۱.۲، ۱.۵.۸].
نتیجهگیری: اینترنت در ایران بیشتر به ابزاری برای «بقا» و «کسبوکارهای معیشتی» تبدیل شده است تا موتور محرک «جهش اقتصادی». رشد واقعی زمانی رخ میدهد که فضای مجازی پلی به بازارهای جهانی باشد، نه جزیرهای محدود با قوانین تغییرپذیر.
به نظر شما، آیا توسعه شبکه ملی اطلاعات و پلتفرمهای داخلی میتواند جای خالی بازارهای جهانی را برای رشد اقتصادی
راهکارهای دیگر برای جذب سرمایه گذاری خارجی در ایران چیست؟
برای جذب سرمایهگذاری خارجی پایدار در ایران، علاوه بر رفع تحریمها که یک پیششرط اساسی است، مجموعهای از اصلاحات ساختاری و سیاستهای داخلی لازم است [۱.۲.۲، ۱.۴.۱]:
۱. ثبات حقوقی و اقتصادی
شفافسازی و ثبات قوانین: سرمایهگذاران خارجی نیاز به اطمینان از عدم تغییر ناگهانی قوانین، مقررات و سیاستهای اقتصادی دارند [۱.۵.۲، ۱.۵.۳].
تضمین امنیت سرمایهگذاری: اجرای کامل قوانین حمایتی مانند «قانون تشویق و حمایت سرمایهگذاری خارجی (FIPPA)» مصوب ۲۰۰۲، که حفاظت در برابر ملی شدن یا مصادره اموال و حق انتقال سود و سرمایه به خارج را تضمین میکند [۱.۳.۳، ۱.۳.۴].
۲. مشوقهای جذاب و هدفمند
معافیتهای مالیاتی و گمرکی: ارائه معافیتهای مالیاتی بلندمدت (تا ۲۰ سال) و کاهش تعرفههای گمرکی، بهویژه در مناطق آزاد تجاری و ویژه اقتصادی [۱.۱.۲، ۱.۳.۲].
تسهیل رویههای اداری: کاهش بوروکراسی اداری و ایجاد پنجره واحد برای صدور مجوزها، که روند جذب سرمایهگذار را تسریع بخشد [۱.۱.۷].
۳. توسعه زیرساختها و مناطق ویژه
مناطق آزاد و ویژه اقتصادی: استفاده از این مناطق به عنوان دروازه ورود سرمایهگذاران، با ارائه تسهیلاتی مانند امکان مالکیت ۱۰۰٪ خارجی و مقررات انعطافپذیر نیروی کار [۱.۱.۲].
توسعه لجستیک و انرژی: سرمایهگذاری در زیرساختهای حملونقل، انرژی (بهویژه انرژیهای تجدیدپذیر) و ارتباطات برای کاهش هزینههای عملیاتی سرمایهگذاران [۱.۱.۱].
۴. دیپلماسی اقتصادی فعال و هدفمند
استفاده از سفارتخانهها: بهرهگیری از ظرفیت نمایندگیهای ایران در خارج از کشور برای معرفی فرصتهای سرمایهگذاری و ایجاد ارتباط مستقیم با شرکتهای خارجی [۱.۵.۲].
همکاریهای منطقهای: تشکیل زنجیرههای ارزش مشترک با کشورهای همسایه و همسو، با توجه به موقعیت استراتژیک ایران به عنوان یک مسیر ترانزیتی [۱.۱.۶، ۱.۲.۵].
۵. هدفگذاری بخشهای جذاب
تمرکز بر بخشهایی که برای سرمایهگذار خارجی جذابیت دارند، مانند صنعت نفت و گاز (به دلیل هزینه تولید پایین)، انرژیهای تجدیدپذیر (خورشیدی و بادی)، و فناوری اطلاعات (به دلیل نیروی انسانی متخصص و کمهزینه) [۱.۱.۱، ۱.۱.۳].
این اقدامات میتواند اعتماد لازم را برای حضور سرمایهگذاران خارجی فراهم کرده و آنها را به سمت بازار بزرگ داخلی ایران سوق دهد
اعتماد لازم را برای حضور سرمایهگذاران خارجی فراهم کرده و آنها را به سمت بازار بزرگ داخلی ایران سوق دهد [۱.۱.۶، ۱.۵.۷].
منظورت از پنجره واحد چیه؟
چه مشوقهای مالیاتی برای سرمایهگذاران خارجی در نظر گرفته شده؟
در کدام بخشهای اقتصاد ایران پتانسیل جذب سرمایه خارجی بیشتر است؟
رشد اقتصادی
یک درصدی که دوام نیاورد
دادههای بانک جهانی نشان میدهد: اقتصاد ایران در میانه دهه۵۰ شمسی به نقطهای رسید که تا امروز دیگر تکرار نشده است: کسب سهم بیش از یکدرصد از تولید ناخالص داخلی جهان. در سال۱۳۵۳، تولید ناخالص داخلی ایران به حدود ۲۱۹میلیارد دلار رسید در حالی که تولید ناخالص داخلی جهان در همان سال نزدیک به ۷/۲۱تریلیون دلار بود. حاصل این همزمانی، ثبت سهمی معادل ۰۱/۱درصد برای اقتصاد ایران از کل اقتصاد جهان بود؛ سهمی که در سال۱۳۵۵ حتی به ۱۲/۱درصد نیز افزایش یافت. این مقطع را میتوان اوج تاریخی جایگاه اقتصاد ایران در مقیاس جهانی دانست.
در فاصله سالهای۱۳۳۹ تا ۱۳۵۵، اقتصاد ایران نهتنها از نظر عددی بزرگ شد بلکه با شتابی بالاتر از میانگین اقتصاد جهان رشد کرد. تولید ناخالص داخلی ایران از حدود ۵۰میلیارددلار در سال۱۳۳۹ به بیش از ۲۵۸میلیارد دلار در سال۱۳۵۵ رسید؛ رشدی بیش از پنج برابر در کمتر از دو دهه
سال۱۳۶۱ تولید ناخالص داخلی ایران به حدود ۱۷۵میلیارد دلار رسید درحالیکه GDP جهانی در همان سال حدود ۲۷تریلیون دلار بود و سهم ایران از اقتصاد جهان به حدود ۶۵/۰درصد افزایش یافت. این رشد عمدتا نتیجه افزایش مخارج دولتی، هزینههای نظامی و فشار تقاضای ناشی از جنگ بود. این جهش اما پایدار نماند. رشد هزینهمحور و جنگمحور نتوانست شکاف ایجادشده در سالهای انقلاب را ترمیم کند.
پایان جنگ و در سال۱۳۶۷، تولید ناخالص داخلی ایران به حدود ۱۵۶میلیارد دلار کاهش یافت در حالی که اقتصاد جهان از مرز ۷/۳۳تریلیون دلار عبور کرده بود. سهم ایران در این سال به ۴۶/۰درصد رسید؛ رقمیکه مهر تثبیت بر عقبماندگی ساختاری ایران از اقتصاد جهان زد و میراثی را به دهه۷۰ شمسی منتقل کرد که بعدها در قالب «رشد بدون ارتقا» خود را نشان داد.
رشد اقتصادی بدون ارتقا
با ورود اقتصاد ایران به دهه۷۰ شمسی، مرحلهای تازه آغاز شد؛ مرحلهای که نه با شوک انقلاب همراه بود و نه با فشارهای ویرانگر جنگ اما پیامدهای ساختاری آن سالها را با خود حمل میکرد. اقتصاد ایران در این دهه از نظر عددی رشد کرد. این رشد اما هرگز به ارتقای جایگاه ایران در اقتصاد جهانی منجر نشد. دادههای بانک جهانی بهروشنی نشان میدهد مساله اصلی نبود رشد نبود بلکه ناتوانی در همگامی با شتاب اقتصاد جهان بود.
دهه۹۰ شمسی را میتوان فشردهترین دوره نوسان جایگاه جهانی اقتصاد ایران دانست؛ دههای که در آن، برجام و سپس خروج آمریکا از آن بهصورت عینی در اعداد تولید، رشد و سهم اقتصاد ایران از جهان منعکس شد. دادههای بانک جهانی نشان میدهد این دوره نمونهای روشن از «ارتقای موقت و سقوط سریع» جایگاه اقتصادی ایران است. در سال۱۳۹۴(۲۰۱۵میلادی)، همزمان با اجرای برجام، تولید ناخالص داخلی ایران حدود ۴۰۹میلیارد دلار برآورد شد. در همین سال GDP جهانی به حدود ۶/۷۵تریلیون دلار رسید و سهم ایران از اقتصاد جهان در سطح ۵۴/۰درصد قرار گرفت.
اگرچه این سهم تفاوت چشمگیری با سالهای قبل نداشت اما نقطه آغاز یک تغییر مهم بود: بازگشت تدریجی ایران به مسیر رشد. این تغییر در سال۱۳۹۵ بهوضوح نمایان شد. تولید ناخالص داخلی ایران در این سال به حدود ۴۴۵میلیارد دلار افزایش یافت؛ افزایشی نزدیک به ۳۶میلیارد دلار تنها در یکسال. در حالی که اقتصاد جهان به حدود ۷/۷۷ تریلیون دلار رسیده بود، سهم ایران از اقتصاد جهانی به ۵۷/۰درصد افزایش یافت
این بالاترین سهم ایران از اقتصاد جهان در کل دهه۹۰ بود و نشان میداد رفع محدودیتهای نفتی و مالی چگونه میتواند بهسرعت جایگاه اقتصادی کشور را ترمیم کند. این روند در سال۱۳۹۶ نیز ادامه یافت.GDP ایران به حدود ۴۵۹میلیارد دلار رسید و با ثبت GDP جهانی حدود ۴/۸۰ تریلیون دلار سهم ایران در سطح ۵۷/۰درصد تثبیت شد. در این مقطع اقتصاد ایران نهتنها رشد عددی داشت بلکه توانسته بود همزمان با اقتصاد جهان حرکت کند؛ وضعیتی که در سالهای پیش از آن بهندرت مشاهده شده بود. این مسیر اما پایدار نماند.
در سال۱۳۹۷ و پس از خروج آمریکا از برجام روند معکوس شد. تولید ناخالص داخلی ایران به حدود ۴۴۲میلیارد دلار کاهش یافت در حالی که اقتصاد جهان به حدود ۸۳ تریلیون دلار افزایش پیدا کرد. نتیجه، سقوط سهم ایران از اقتصاد جهان به ۵۳/۰درصد بود
نیمقرن عقبماندگی اقتصادی
دادههای بانک جهانی نشان میدهد از سال۲۰۲۰ به بعد، اقتصاد ایران وارد مرحلهای تازه شده است؛ مرحلهای که در آن نه سقوطهای شدید سالهای تحریم اولیه دیده شده و نه جهشهای موقتی دوره برجام تکرار میشود بلکه تثبیت عقبماندگی به ویژگی اصلی اقتصاد ایران تبدیل شده است.
در سال۲۰۲۰، تولید ناخالص داخلی ایران حدود ۴۵۰میلیارد دلار برآورد شد در حالی که اقتصاد جهان با وجود شوک کرونا، همچنان رقمی در حدود ۸/۸۲ تریلیون دلار را ثبت کرد. سهم ایران از اقتصاد جهان در این سال حدود ۵۴/۰درصد بود؛ سهمی که نه نشانه سقوط بلکه علامت توقف در سطحی پایینتر از ظرفیتهای بالقوه اقتصاد کشور است. این الگو در سالهای بعد نیز ادامه یافت. در۲۰۲۱، GDP ایران به حدود ۴۶۹میلیارد دلار رسید و در۲۰۲۲ به حدود ۴۸۹میلیارد دلار افزایش یافت
در همین دوره اقتصاد جهان از حدود ۱/۸۸تریلیون دلار در۲۰۲۱ به بیش از ۱/۹۱تریلیون دلار در ۲۰۲۲ رسید. نتیجه آن بود که سهم ایران از اقتصاد جهان در این سالها در محدوده ۵۳/۰ تا ۵۴/۰درصد باقی ماند. حتی در ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴، با افزایش GDP ایران به حدود ۵۱۵ و سپس ۵۳۴میلیارد دلار، سهم ایران از اقتصاد جهان تنها به حدود ۵۵/۰درصد رسید؛ رقمی که همچنان فاصلهای معنادار با اوج تاریخی دهه۵۰ دارد. چرایی این تثبیت در عقبماندگی را نمیتوان صرفا به تحریم نسبت داد، اگرچه تحریمها نقش تعیینکنندهای دارند.
تحریمها مسیر دسترسی ایران به سرمایه، فناوری، بازارهای مالی و تجارت جهانی را مسدود کردهاند و مانع از همحرکتی اقتصاد ایران با جهان شدهاند. در کنار آن اما فساد ساختاری، ناکارآمدی نظام تصمیمگیری اقتصادی، بیثباتی سیاستها و غلبه منافع رانتی نیز نقش کلیدی ایفا کردهاند
این عوامل باعث شدهاند حتی در دورههایی که درآمد نفتی افزایش یافته، رشد اقتصادی به ارتقای پایدار جایگاه ایران منجر نشود. تجربه سالهای پس از ۲۰۲۰ نشان میدهد اقتصاد ایران به سطحی از رشد رسیده که دیگر بهتنهایی کافی نیست. بدون اصلاحات ساختاری عمیق، کاهش رانت و فساد، بازگشت به اقتصاد جهانی و ثبات سیاستی، سهم ایران از اقتصاد جهان در همان نیمدرصد قفل خواهد ماند؛ سهمی که بیش از آنکه نشانه ظرفیت اقتصاد ایران باشد، بازتاب محدودیتهای ساختاری آن است.
اخبار مرتبط
آمار علیه وعدههای ارزی
دروغ بزرگ تک نرخی سازی
بازار ارز در شوک مازاد عرضه؛ خرید هیجانی ممنوع
انقباض خاموش در بازار پول
پی نوشت : پیشرفت اقتصادی
اینستاگرام
اینترنت
اعتماد
سرمایه گزاری خارجی
سهم ایران از جهان
رشد اقتصادی ایران در سال ۱۳۶۱ با ثبت رقم چشمگیر حدود ۲۲.۸ درصد (یا ۸.۲۲+ بر اساس برخی آمارها)، یکی از بالاترین نرخهای رشد اقتصادی در تاریخ پس از انقلاب را تجربه کرد [۳، ۵، ۶]. این جهش عمدتاً ناشی از افزایش تولید و صادرات نفت پس از رکود شدید سالهای ابتدایی انقلاب و جنگ بود [۴].
نکات کلیدی رشد اقتصادی سال ۱۳۶۱:
عامل اصلی رشد: افزایش قابل توجه در ارزش افزوده بخش نفت، عامل اصلی این رشد بالا بود، بهطوریکه بدون احتساب نفت، رشد اقتصادی بسیار کمتر بود [۴].
رشد صنعتی: بخش صنعت نیز در سال ۱۳۶۱ رشد مثبت ۱۴.۶ درصدی را تجربه کرد [۱].
زمینه تاریخی: این رشد در بحبوحه جنگ ایران و عراق و در حالی رخ داد که اقتصاد به سمت بسیج منابع و هزینههای جنگی حرکت کرده بود [۷].
پایداری: این رشد بالا پایدار نبود و در سالهای بعد روند رشد کاهش یافت [۵].
با وجود این رشد بالا، این دوره بخشی از یک بازه زمانی نوسانی در اقتصاد دهه ۶۰ بود که تحت تأثیر مستقیم جنگ و درآمدهای نفتی قرار داشت [۲].
رشد اقتصادی سال ۱۳۶۱
بالاترین نرخهای رشد اقتصادی در ایران پس از انقلاب، عمدتاً در سالهایی ثبت شدهاند که اقتصاد پس از یک دوره رکود شدید (مانند جنگ یا تحریم) و با جهش درآمدهای نفتی شروع به بازسازی کرده است [۱.۲.۱، ۱.۲.۹].
به ترتیب، بالاترین نرخهای رشد اقتصادی ثبتشده عبارتند از:
۱. سال ۱۳۶۱: با نرخ رشد ۲۲.۸ درصد (بیشترین رشد ثبتشده در دوران پس از انقلاب که به دلیل بازگشت توان تولید نفت در میانه جنگ رخ داد) [۱.۱.۲، ۱.۲.۱].
۲. سال ۱۳۶۹: با نرخ رشد حدود ۱۴.۱ درصد (دوره پس از اتمام جنگ و آغاز برنامه اول توسعه برای بازسازی کشور) [۱.۱.۲، ۱.۵.۳].
۳. سال ۱۳۷۰: با نرخ رشد حدود ۱۲.۱ درصد (ادامه روند بازسازی اقتصادی پس از جنگ) [۱.۵.۳].
۴. سال ۱۳۹۵: با نرخ رشد ۱۲.۵ درصد (ناشی از توافق برجام و برداشته شدن موقت تحریمهای نفتی که به جهش صادرات نفت منجر شد) [۱.۲.۹، ۱.۵.۱].
نکته قابل توجه: این جهشهای رشد اقتصادی اغلب کوتاهمدت بودهاند و در سالهای بلافاصله پس از آنها، به دلیل ماهیت تکمحصولی اقتصاد ایران و وابستگی شدید به درآمد نفت، نرخ رشد دوباره کاهش یافته است [۱.۱.۲، ۱.۲.۹].
آیا مایلید اطلاعات دقیقتری درباره عملکرد اقتصادی یک دولت خاص یا تأثیر بخش غیرنفتی بر این ارقام داشته باشید
با وجود این رشد بالا، این دوره بخشی از یک بازه زمانی نوسانی در اقتصاد دهه ۶۰ بود که تحت تأثیر مستقیم جنگ و درآمدهای نفتی قرار داشت [۲].
بالاترین نرخهای رشد اقتصادی در ایران پس از انقلاب، عمدتاً در سالهایی ثبت شدهاند که اقتصاد پس از یک دوره رکود شدید (مانند جنگ یا تحریم) و با جهش درآمدهای نفتی شروع به بازسازی کرده است [۱.۲.۱، ۱.۲.۹].
به ترتیب، بالاترین نرخهای رشد اقتصادی ثبتشده عبارتند از:
۱. سال ۱۳۶۱: با نرخ رشد ۲۲.۸ درصد (بیشترین رشد ثبتشده در دوران پس از انقلاب که به دلیل بازگشت توان تولید نفت در میانه جنگ رخ داد) [۱.۱.۲، ۱.۲.۱].
۲. سال ۱۳۶۹: با نرخ رشد حدود ۱۴.۱ درصد (دوره پس از اتمام جنگ و آغاز برنامه اول توسعه برای بازسازی کشور) [۱.۱.۲، ۱.۵.۳].
۳. سال ۱۳۷۰: با نرخ رشد حدود ۱۲.۱ درصد (ادامه روند بازسازی اقتصادی پس از جنگ) [۱.۵.۳].
۴. سال ۱۳۹۵: با نرخ رشد ۱۲.۵ درصد (ناشی از توافق برجام و برداشته شدن موقت تحریمهای نفتی که به جهش صادرات نفت منجر شد) [۱.۲.۹، ۱.۵.۱].
نکته قابل توجه: این جهشهای رشد اقتصادی اغلب کوتاهمدت بودهاند و در سالهای بلافاصله پس از آنها، به دلیل ماهیت تکمحصولی اقتصاد ایران و وابستگی شدید به درآمد نفت، نرخ رشد دوباره کاهش یافته است [۱.۱.۲، ۱.۲.۹].
آیا مایلید اطلاعات دقیقتری درباره عملکرد اقتصادی یک دولت خاص یا تأثیر بخش غیرنفتی بر این ارقام داشته باشید؟
تأثیر برجام بر رشد اقتصادی سال ۱۳۹۵ چه بود؟
ارزیابی رشد اقتصادی در برنامه اول توسعه
چه عواملی در رکود اقتصادی سالهای پس از این دورههای رشد بالا نقش داشتند؟
رکودهای اقتصادی که پس از دورههای رشد جهشی در ایران رخ دادهاند، عمدتاً ریشه در ساختار وابسته به نفت و نوسانات سیاسی دارند [۱.۲.۹، ۱.۵.۷]. در ادامه، عوامل کلیدی رکود پس از دورههای رشد طلایی بررسی شده است:
۱. عوامل رکود پس از رشد سال ۱۳۶۱
پس از رشد ۲۲.۸ درصدی سال ۶۱، اقتصاد ایران در سالهای ۶۴ و ۶۵ وارد رکود شد (رشد منفی ۶.۷- و ۸.۹- درصد) [۱.۲.۴]. دلایل اصلی عبارت بودند از:
سقوط قیمت نفت: کاهش شدید قیمت جهانی نفت در اواسط دهه ۶۰ (شوک معکوس نفتی) که درآمدهای ارزی دولت را به شدت محدود کرد [۱.۴.۱، ۱.۴.۷].
شدت گرفتن جنگ: هزینههای فزاینده جنگ ایران و عراق و تخریب زیرساختهای تولیدی و نفتی توسط دشمن [۱.۳.۳].
کمبود کالاهای سرمایهای: محدودیت ارزی منجر به کاهش واردات مواد اولیه و قطعات مورد نیاز صنایع شد
عوامل رکود پس از رشد سالهای ۱۳۶۹ و ۱۳۷۰
رشد بالای آغاز دهه ۷۰ که ناشی از بازسازی پس از جنگ بود، به سرعت با بحران بدهیها و رکود مواجه شد [۱.۳.۵]:
بحران بدهیهای خارجی: استقراض کوتاهمدت برای بازسازی، منجر به انباشت بدهی شد که دولت در بازپرداخت آنها با مشکل مواجه گردید [۱.۳.۵].
تورم افسارگسیخته: سیاستهای تعدیل اقتصادی و تکنرخی کردن ارز در آن مقطع منجر به تورم بیسابقه (بالای ۴۹ درصد در سال ۷۴) و کاهش قدرت خرید مردم شد [۱.۳.۵].
تنشهای سیاسی: محدودیتهای بینالمللی و فشارهای سیاسی که جذب سرمایهگذاری خارجی را دشوار کرد
عوامل رکود پس از رشد سال ۱۳۹۵
رشد ۱۲.۵ درصدی سال ۹۵ که نتیجه توافق برجام بود، با خروج آمریکا از این توافق به رکود عمیق تبدیل شد [۱.۳.۸]:
بازگشت تحریمها: تحریمهای یکجانبه آمریکا (فشار حداکثری) صادرات نفت ایران را به شدت کاهش داد و دسترسی به سیستم بانکی جهانی را قطع کرد [۱.۳.۸، ۱.۵.۳].
نااطمینانی و خروج سرمایه: بیثباتی اقتصادی و سیاسی باعث فرار سرمایه و توقف پروژههای بزرگ صنعتی شد [۱.۳.۴، ۱.۵.۷].
کسری بودجه و نقدینگی: ناترازی بودجه دولت و رشد سریع نقدینگی منجر به موجهای تورمی و رکود تورمی شد
عوامل ساختاری پایدار در تمامی دورهها
علاوه بر موارد مقطعی، برخی چالشهای ساختاری همواره مانع پایداری رشد اقتصادی بودهاند:
وابستگی به درآمد نفت: نوسانات قیمت جهانی نفت مستقیماً بر بودجه و رشد اقتصادی اثر میگذارد [۱.۴.۲، ۱.۵.۷].
فساد و سوءمدیریت: ناکارآمدی در تخصیص منابع و رانتخواری که مانع از رشد بخش خصوصی واقعی شده است [۱.۳.۱، ۱.۳.۲].
عدم سرمایهگذاری در زیرساخت: نرخ پایین سرمایهگذاری که حتی در برخی سالها کمتر از نرخ استهلاک بوده است [۱.۵.۷].
آیا مایلید جزئیات بیشتری درباره تأثیر تحریمهای سال ۲۰۲۵ بر وضعیت فعلی رشد اقتصادی بدانید؟
اثر تحریمهای ۲۰۲۵ بر رشد اقتصادی ایران چیست؟
راهکارهای کاهش وابستگی اقتصاد ایران به نفت
عوامل اصلی سقوط قیمت نفت در دهه ۶۰ چه بود
حالا برای پیشرفت بهتر ایران باید چه کنیم ؟
کاهش وابستگی به نفت در اقتصاد ایران، که در ادبیات اقتصادی با عنوان «رهایی از اقتصاد تکمحصولی» شناخته میشود، از طریق مجموعهای از راهکارهای ساختاری و اجرایی دنبال میشود [۱.۱.۱، ۱.۱.۷]. با توجه به اهداف برنامه هفتم توسعه (۱۴۰۳-۱۴۰۷)، کلیدیترین این راهکارها عبارتند از:
۱. اصلاح نظام بودجهریزی و مالیاتی
مالیاتمحوری: انتقال تکیه بودجه جاری از نفت به درآمدهای مالیاتی پایدار؛ بهطوریکه هدفگذاری شده تا پایان برنامه هفتم، نسبت مالیات به تولید ناخالص داخلی به ۱۲ درصد برسد [۱.۴.۲، ۱.۵.۲].
واریز درآمدهای نفتی به صندوق توسعه ملی: طبق سیاستهای جدید، تمام درآمدهای حاصل از صادرات نفت و گاز باید به صندوق توسعه ملی واریز شده و دولت تنها سهم مشخصی (مانند رقم ثابت ۲۵ میلیارد یورو) را برای هزینههای خود دریافت کند [۱.۵.۲، ۱.۵.۳].
مولدسازی داراییها: فروش و بهرهبرداری بهینه از اموال مازاد دولت برای تأمین بودجه به جای استفاده از پول نفت
توسعه زنجیره ارزش (جلوگیری از خامفروشی)
احداث پتروپالایشگاهها: به جای صادرات نفت خام، تبدیل آن به فرآوردههای با ارزش افزوده بالا و محصولات پتروشیمی که هم ارزآوری بیشتری دارند و هم تحریمپذیری آنها کمتر است [۱.۵.۱، ۱.۵.۴].
تکمیل زنجیره تولید: حمایت از صنایع پاییندستی پتروشیمی برای تولید کالاهای نهایی [۱.۵.۱].
۳. تقویت صادرات غیرنفتی و اقتصاد دانشبنیان
توسعه صادرات کالا و خدمات: حمایت از صادرات محصولات کشاورزی، معدنی و صنعتی [۱.۱.۲، ۱.۲.۲].
اقتصاد دانشبنیان: بهرهگیری از توان شرکتهای فناور برای ایجاد ارزش افزوده از طریق دانش و تخصص به جای منابع طبیعی [۱.۳.۶، ۱.۴.۴].
دیپلماسی اقتصادی: فعالسازی مسیرهای ترانزیتی و تقویت همکاریهای منطقهای برای افزایش درآمدهای غیرنفتی
الان چه کار کنیم بهتر است ؟
مایلید درباره نقش صندوق توسعه ملی یا جزئیات درآمدهای مالیاتی در بودجه سال آینده اطلاعات بیشتری داشته باشید؟
چه چالشهایی در مولدسازی داراییهای دولت وجود داره؟
بیشتر در مورد اهداف مالیات در برنامه هفتم توسعه توضیح بده
هدفگذاری برنامه هفتم برای افزایش نسبت مالیات به تولید ناخالص داخلی چقدره؟
اهداف مالیاتی در برنامه هفتم توسعه (۱۴۰۳-۱۴۰۷) با رویکرد تحول نظام مالیاتی از یک ابزار درآمدی صرف به ابزاری برای تنظیمگری و عدالت اقتصادی طراحی شده است [۱.۵.۱، ۱.۵.۷].
اصلیترین اهداف کمی و کیفی مالیاتی در این برنامه عبارتند از:
۱. اهداف کمی کلان
افزایش سهم مالیات از تولید ناخالص داخلی (GDP): هدفگذاری شده است که نسبت مالیات به GDP تا پایان برنامه به ۱۰ درصد برسد [۱.۱.۱، ۱.۴.۲]. این رقم در سال ۱۴۰۲ حدود ۷.۷ درصد و در سال ۱۴۰۳ حدود ۶.۵ درصد گزارش شده است [۱.۱.۱، ۱.۴.۴].
پوشش هزینههای جاری: دولت مکلف است سهم مالیات در تأمین بودجه عمومی را افزایش دهد تا درآمدهای نفتی صرفاً به سرمایهگذاریهای زیربنایی اختصاص یابد
اصلاح پایههای مالیاتی و شناسایی منابع جدید
مالیات بر مجموع درآمد (PIT): استقرار این نظام برای عادلانهتر کردن مالیاتستانی از اشخاص حقیقی و تجمیع درآمدهای مختلف آنها تحت یک نرخ واحد [۱.۱.۲].
مالیات بر سوداگری (عایدی سرمایه): وضع مالیات بر داراییهایی مانند مسکن، خودرو، طلا و ارز که با هدف کاهش فعالیتهای غیرمولد و مقابله با احتکار انجام میشود [۱.۳.۴، ۱.۳.۷].
کاهش معافیتهای مالیاتی: ساماندهی و حذف معافیتهای غیرضروری و غیرهدفمند برای شرکتها و نهادهایی که پیش از این از پرداخت مالیات معاف بودهاند
هوشمندسازی و عدالت مالیاتی
تقویت سامانه مؤدیان: استفاده حداکثری از پایانههای فروشگاهی و اتصال سامانههای بانکی و گمرکی برای شفافسازی تراکنشها و جلوگیری از فرار مالیاتی [۱.۱.۴، ۱.۲.۳].
حمایت از تولید و دانشبنیانها: پیشبینی اعتبار مالیاتی برای هزینههای تحقیق و توسعه شرکتهای دانشبنیان و وضع مالیات بر صادرات مواد خام برای تشویق به تولید محصولات با ارزش افزوده بالا [۱.۲.۱].
افزایش آستانه معافیت حقوقبگیران: اصلاح نرخهای مالیاتی به نفع اقشار کمدرآمد و حقوقبگیران بخش خصوصی برای کاهش فشار تورمی [۱.۵.۷].
نکته اجرایی: با وجود این اهداف، گزارشهای اخیر نشان میدهند که تحقق هدف ۱۰ درصدی مالیات به GDP به دلیل نوسانات اقتصادی و دشواری در شناسایی فرارهای مالیاتی بزرگ، با چالشهای جدی مواجه است [۱.۱.۱، ۱.۴.۲].
آیا مایلید درباره نحوه محاسبه مالیات بر عایدی سرمایه در سال ۱۴۰۴ یا معافیتهای جدید برای حقوقبگیران اطلاعات بیشتری داشته باشید؟
نه زیاد.چه کنیم که ایران مثل دهه چهل و بهتر پیشرفت طلایی تر کند.
همیشه گفتیم قدرت رهبری راهبری مدیریت در دریا و...مهمتر از ارزش پول ملی و ثروت است.بالخره هوش مالی و سواد مالی و مدیریت ...سوئیس با هیچی دتیا را گرفته تولید مدیر کرده هیچی نداره...بلخره که ثروت را به دست آورد باید صادرات واردات و مدیریت کند ثروت را و سلامت و امنیت خود را مدیریت کند غرق نشود.پشتیبانی لازم دارد و حمایت و مانع زدایی.
قدرت علمی مدیریت تولید و حفظ و رشد و جهش مستمر تولید ثروت یا ثبات و بازاریابی خوب ...کشتی...یک عدد کشتی تا صدتا کشتی حامل ثروت به شما بدهیم در دریا پر از ثروت است باید به مقصد برسانید در بحث واردات صادرات ...اگر بلد نباشید کل ثروت در دریا غرق میشود چون اکثر تجارت جهان دریایی است حالا هوایی قطاری هم به همین صورت و جاده ای اگر پل دریایی و...بسازند...دکتر مهندس مدیر و معمار عمران امنیت و آرامش خانه ای که در مسیر مبدأ و مقصد تجارت طی سالها طی میشود.بیمه.
دکتر مازیار میر
https://www.mazyarmir.com
لیست 100 سرویس وبلاگنویسی ایرانی بهمراه مقایسه
نگاهی کوتاه به 8 سرویس وبلاگدهی برتر ایرانی - طراحی سایت و برنامهنویسی وب
رویال سایت
https://royalsite.ir
لیست "30" بهترین سایت های ارائه دهنده وبلاگ ایرانی و خارجی
tehranweb.org
https://tehranweb.org
لیست کامل بهترین وبلاگ های ایرانی در سال 2022 - طراحی سایت تهران وب
soltanbaz.ir
https://www.soltanbaz.ir
بهترین سرویس وبلاگدهی ایرانی در 2025 - سلطان
آگهی های تبلیغاتی امروز
https://agaiha.ir
بهترین سایت های ساخت وبلاگ رایگان فارسی و انگلیسی
مدیریو
https://modiru.com
15 سایت وبلاگ ساز رایگان مناسب سئو (واقعی)
سریع آسان
https://sariasan.com
20 بهترین سایت های ساخت وبلاگ رایگان (بک لینک و سئو)
تجربه خودمو میگم از سالها وبلاگ نویسی که مدتی جدا شدم رفتم #اینستاگرام مزخرف آشغال فاسد که فقط استرس به آدم میده بعدش #تلگرام و دوباره به وبلاگ برگشتم. وب نویسی حس خوبی بهم میده آرامش دارم.
قبلا در لوکس بلاگ بودم خیلی مزخرفه. امنیت نداره پشتیبانی و سئو نداره همین که وبت فیلتر بشه کلا وبت میپره بکاپ گیری نداره خاک تو سرشون فقط ظاهر قشنگ داره. تو نت نوشته بود:
لوکس بلاگ هم که اصلا و ابدا قابل اعتماد نیست و یک سرویس کاملا غیرقانونی و دزد است و عملا بدون کسب اجازه از ایرنیک و بدون اینکه کارگزار ایرنیک باشد، دامین دات آی آر را که دامین ملی و حقوقی ایران است مستقیما و بدون اشاره به نام ایرنیک به بلاگرهای ساده لوح میفروشد و بلاگرها را گول میزند و جیب شان را خالی میکند.
بلاگفا مزخرف ترین وبلاگیه که تا حالا دیدم که به اشتباه سایتهای ایرانی میگن خوبه سئوی خوبی داره همش دروغه اصلا وبلاگت بازدید نداره. مثل من دریغ از یه دونه کامنت و بازدید. پشتیبانی نداره. بک لینک رایگان نداره پولیه که اگه ندی وبتو حذف میکنه. کدهای جاوارو بیشترش قبول نمیکنه. بعضی وقتا هم از دسترس خارج میشه دوباره برمیگرده. این همه سال از عمرش میگذره ولی مدیر شیرازی گشادش ظاهرشو محیطشو درست نکرده که آدم خوشش بیاد.
نی نی سایت مخصوص زنان و بچه داراست که وب منو یک پست بی ربط به موضوع زنان و بارداری گذاشتم وبمو حسابمو حذف کرد.
پارسی بلاگ تو متن نوشتن مشکل داشتم پرنده هم پر نمیزنه یه کامنت واست بذاره. محیط مزخرف داره مثل بلاگ اسکای، دومی بکاپ گیری نداره و سئوشم پایینه.
رز بلاگ امنیت نداره سئو هم نداره.
بلاگیکس نبودم ولی از بچه هاشون پرسیدم کسانی که وب داشتن گفتن اگه یه حرف زشت تو پستات باشه یا به کسی فحش بدی وبتو حسابتو مسدود میکنه. خاک تو سرش مثل لوکس بلاگ فقط قشنگی داره که آدمو گول میزنه بره طرفش.
ناجی بلاگ، ۸۸بلاگ، رویا بلاگ، تات بلاگ هم رفتم کاش نمیرفتم. محیط همه شون شبیه به همه یعنی یک نفر رفته همه رو کپی پیست کرده ساخته. امکانات زیاد داره سئوشم بد نیست ولی پشتیبانی نداره یک چت روم داره که هیچکی توش نیست تازه وبتم میخوای حذف کنی حذف نمیشه فقط ورود به حسابت غیرفعال میشه وگرنه وبت هنوز هست. تازه موقع ثبت نام یک شماره اس م اس میاد که مال همه شون یکیه. خیلی مشکوک میزنن این ۴تایی که رفتم. تازه ۹بلاگ که فیلتره و وی بلاگ هم همین محیط رو دارن که من این دو تا رو نرفتم ترسیدم. تازه کامنت هم ارسال نمیشه.
فارسی بلاگ هم نرفتم ولی قبلش سرچ کردم تو نت نوشته بود: مدیرش یک هکره که جاسوسی میکنه.که توضیح بیشترشو میتونید تو نت سرچ کنید.
وبلاگ بیان هم پشتیبانی نداره همه جاشم پولیه نرفتم. فکر کنم بجز رزبلاگ که بعضی وقتا جواب میده کلا هیچ سرویسی پشتیبانی نداشته باشن خاک تو سرشون.
این تجربه من بود از وبلاگ نویسی که تازه اومدم
بعدش رفتم بلاگر که خارجیه و فیلتره. گزینه ادامه مطلب و ویرایش قالب و چند تا چیز دیگه هم نداشت یعنی از بلاگفا هم خاک تو سرتر بود. تا اینکه تحقیق کردم و فهمیدم اگه میخوای دیده بشی اعصابت آروم باشه و آسایش داشته باشی باید تو وردپرس هزینه کنی و سایت بزنی. که منم اینکارو کردم بعد از یه دوران وبلاگ نویسی اومدم سایت زدم. ممنونم از مامان قشنگم و البته خواهر نامردم که کمکم کردن و تونستم سایت بزنم. به خدا قسم اگه سایه سر داشتم اگه خدا بهم بابا و برادر میداد که بفهمم بابا و برادر چیه؟ بهم پول تو جیبی میدادن و… همون اول هاست میخریدم میرفتم وردپرس میزدم که نگران نباشم وبمو به خاطر پستاش به خاطر آزادی بیان حذف میکنند و مشکلات دیگه. دیگه خودم بودم و آقای خودم. پیشنهاد منم به شما همینه وردپرس. اگه پول دارید بیاین سایت بزنید عالیه.
خوشحال میشم نظرات خودتونو تجربه خودتونو بهم بگید تا کسی گول نخوره و بدونه از همون اول کجا بره؟
بهترین سرویس دهنده وبلاگ ایرانی کیست
گوگل کنید
شنوتو
https://shenoto.com
جشنهای ایرانی و «دانشگاه جهانی کوروش بزرگ» - هومر آبرامیان - روشنگران قادسیه
دانشسرای مشروطه
https://mashruteh.org
دانشگاه جهانی کوروش بزرگ - سخنی پیرامون پارسیگویی و پارسینویسی
روشنگران قادسیه
https://roshangaranmedia.org
هومر آبرامیان
Jawedan
https://jawedan.com
فرهنگستان جهانی کوروش بزرگ و دانش دینی
WordPress.com
https://farhangestanekorosh.wordpress.com
دانشگاه جهانی کوروش بزرگ و تاریخ ( بخش 9 ) |
Tarikhema
https://tarikhema.org
دانشکده های معروف هخامنشیان
Khabaronline
https://www.khabaronline.ir
کوروش هخامنشی زیر ذرهبین استاد تاریخ باستان دانشگاه ویسکانسین آمریکا
دانشسرای مشروطه
https://mashruteh.org
درگاه:دانشگاه جهانی کوروش بزرگ
روش برگرداندن پیج اینستاگرام حذف شده
روش برگرداندن پیج اینستاگرام حذف شده: راهنمای کامل و عملی
آیا پیج اینستاگرام شما به طور ناگهانی حذف شده؟ در این مقاله، بهترین روش برگرداندن پیج اینستاگرام حذف شده را بهصورت گامبهگام و کاربردی بررسی میکنیم.
چرا پیج اینستاگرام حذف میشود؟
اینستاگرام برای حفظ امنیت پلتفرم و رعایت خطمشیهای جامعه، گاهی پیجهایی را غیرفعال یا حذف میکند. دلایل رایج شامل نقض قوانین (مانند انتشار محتوای نامناسب)، گزارشهای متعدد کاربران، فعالیتهای رباتیک یا هک شدن حساب است. اگر با این شرایط مواجه شدهاید، نگران نباشید — روش برگرداندن پیج اینستاگرام حذف شده وجود دارد.
مراحل بازیابی پیج حذفشده
1. بررسی ایمیل یا نوتیفیکیشن اینستاگرام
ابتدا ایمیل مرتبط با حساب خود را چک کنید. اینستاگرام معمولاً قبل از حذف کامل، ایمیلی با دلیل تعلیق یا حذف ارسال میکند.
2. استفاده از فرم درخواست بازیابی
به صفحه رسمی پشتیبانی اینستاگرام ([help.instagram.com](https://help.instagram.com)) مراجعه کرده و فرم «درخواست بازبینی حساب» را پر کنید. اطلاعات دقیق مانند نام کاربری، ایمیل، و شماره تلفن ضروری است.
3. ارسال درخواست از طریق اپلیکیشن
در صورت لاگین بودن از دستگاه دیگر، هنگام ورود مجدد به حساب، گزینه «درخواست بازبینی» نمایش داده میشود.
4. صبر و پیگیری
پاسخدهی ممکن است چند ساعت تا چند روز طول بکشد. در صورت عدم پاسخ، درخواست را مجدداً ارسال کنید.
> نکته مهم: اگر حساب شما به دلیل نقض خطمشیها حذف شده، در درخواست خود صرفاً توضیح دهید که مرتکب تخلف نشدهاید یا اشتباه غیرعمدی بوده است.
سوالات متداول (FAQ)
آیا همیشه میتوان پیج حذفشده را بازیابی کرد؟
خیر. در موارد شدید نقض قوانین (مانند فروش جنسی، فیشینگ یا هک)، حذف دائمی است و امکان بازگرداندن وجود ندارد.
اگر ایمیل و شماره تلفن را فراموش کرده باشم چه کار کنم؟
در این صورت، بازیابی بسیار دشوار خواهد بود. سعی کنید از اطلاعاتی مانند نام کاربری قدیمی یا لینک پروفایل استفاده کنید.
چند بار میتوان درخواست بازبینی ارسال کرد؟
تا زمانی که پاسخ دریافت نکردهاید، میتوانید هر ۳–۴ روز یکبار درخواست جدید ارسال کنید.
آیا پرداخت هزینهای برای بازیابی لازم است؟
نه. هرگونه درخواست پرداخت برای بازیابی پیج کلاهبرداری است.
چگونه از حذف آینده جلوگیری کنم؟
همیشه خطمشیهای جامعه اینستاگرام را رعایت کنید، از رباتها و اپلیکیشنهای غیرمجاز استفاده نکنید و محتوای اصیل منتشر کنید.
جمعبندی
روش برگرداندن پیج اینستاگرام حذف شده شامل پیگیری رسمی از طریق فرمهای پشتیبانی، ارائه اطلاعات صحیح و صبر است. با اقدام سریع و هوشمندانه، شانس بازگرداندن حساب خود را افزایش دهید.
منبع : مجله آموزشی جواب از من

بسیار عالی — تبدیل پنج نوع هوش پادشاهان هخامنشی به یک مدل حکمرانی مدرن ایرانی کاری استراتژیک است که میتواند کشور را از «مدیریت واکنشی» به «مدیریت پیشنگر و یادگیرنده» منتقل کند.
در ادامه چارچوبی طراحی شده که بهنوعی بازسازی فکری امپراتوری داریوش در قالب یک ساختار دولتی قرن بیستویکمی است:
مدل حکمرانی مدرن ایرانی بر پایه هوش هخامنشی
۱. هوش راهبردی ⇢ مرکز تحلیل و سیاستگذاری یکپارچه
پایه تاریخی: داریوش اول با اطلاعات دقیق از همه ساتراپیها و مسیرهای تجاری، قدرت تصمیمگیری برتر داشت.
معادل مدرن: ایجاد مرکز تحلیل استراتژیک ملی برای یکپارچهسازی دادههای اقتصادی، امنیتی و اجتماعی.
هدف: تصمیمگیری مبتنی بر داده، نه شعار.
ابزار: هوش مصنوعی بومی، تحلیل پیشنگر (Predictive Analytics)، و سناریوسازی بحرانها.
نتیجه: دولت قادر میشود مانند داریوش «جهان را ببیند پیش از آنکه رخ دهد».
۲. هوش یادگیری و آموزش ⇢ دولت یادگیرنده و نخبگانی
پایه تاریخی: تربیت شاهزادگان و مدیران بر اساس اخلاق، زبانها، تاریخ و فنون جنگ و دیوان.
معادل مدرن: دگرگونی مدل گزینش مدیران و نخبگان حکومتی از انتصاب سنتی به نظام یادگیری مستمر و ارزیابی هوشمندی.
ایجاد «مدرسه ملی حکمرانی» برای آموزش تفکر سیستمی، اقتصاد، دیپلماسی و روانشناسی تصمیم.
تداوم آموزش حتی برای وزرا و استانداران؛ یعنی هیچ مقام اداری پایان آموزش ندارد.
نتیجه: مدیران دائم در حال یادگیری، انطباق و اصلاح هستند — همانگونه که داریوش در سخنانش بر “راستی با تجربه” تأکید داشت
۳. هوش اقتصادی ⇢ اقتصاد هوشمند و تابآور
پایه تاریخی: سکه داریک، راه شاهی، و ساختار ساتراپیهای مالیاتی.
معادل مدرن: تشکیل سامانه مالی ملی هوشمند برای رصد جریان پول، مالیات، و ثروت واقعی کشور.
اتصال سیستم مالیات، بانک و تجارت خارجی برای کنترل دقیق سرمایه و جلوگیری از فساد.
ایجاد بورسهای منطقهای انرژی و کالا برای تثبیت جایگاه اقتصادی ایران در منطقه.
استفاده از ارزهای غیردلاری و رمزارزهای ملی جهت دور زدن محدودیتهای بینالمللی.
نتیجه: ایران به «قدرت اقتصادی شبکهای» تبدیل میشود؛ همانگونه که داریوش راههای اقتصادی را به امپراتوری وصل کرد.
۴. هوش فرهنگی و انسانی ⇢ سیاستهای انسجام و مدارای اجتماعی
پایه تاریخی: کوروش و هخامنشیان با احترام به اقوام و مذاهب، وفاداری را جایگزین ترس کردند.
معادل مدرن: برنامه جامع «مدیریت تنوع فرهنگی و قومی» برای تبدیل اختلافها به مزیت.
آموزش مسئولان محلی در حوزه هوش فرهنگی و گفتوگوی اجتماعی.
حمایت از رسانه و آموزش عمومی با تمرکز بر “هویت ایرانی چندفرهنگی”.
توسعه دیپلماسی فرهنگی خارجی برای جذب نفوذ نرم منطقهای.
نتیجه: مردم احساس تعلق به نظام میکنند، نه فقط تبعیت از قدرت. امپراتوری از درون منسجم میشود
۵. هوش تحولپذیری ⇢ ساختار حکمرانی انعطافپذیر
پایه تاریخی: نظام ساتراپیها با امکان اصلاح و تغییر نقدی عملکرد.
معادل مدرن: دگرگونی دولت از ساختار ایستا به ساختار چابک (Agile Governance).
هر وزارتخانه به سلولهای کوچک تصمیمگیر تبدیل میشود که میتوانند سریع اصلاح کنند.
پروژهها و سیاستها بر اساس نتایج واقعی مرتب بازنگری میشوند.
تصمیمگیری از پایین به بالا با مکانیسم بازخورد فوری مردمی.
نتیجه: دولت هر بحران را به فرصت یادگیری تبدیل میکند — همان الگویی که داریوش در مدیریت بحران مصر بهکار برد
جمعبندی نهایی
مدلی با این پنج محور، ایران را از دولت مصرفکننده به دولت مولدِ هوش تبدیل میکند.
چنین سیستمی ترکیبی از هوش تحلیلی داریوش، انسانگرایی کوروش، و سازوکار تطبیقی هخامنشیان است — اما در لباس فناوری و دانش امروز
برای هر محور (مثلاً محور هوش اقتصادی یا هوش فرهنگی) راهنمای اقدام اجرایی گامبهگام طراحی شود تا شکل پروژهای قابل اجرا بشود
عالی — در این مرحله طرح را از سطح نظری به مدل عملیاتی گامبهگام میبریم تا هر محور بتواند به سیاست اجرایی تبدیل شود.
در ادامه، برای هر یک از پنج محور، برنامه اقدام مرحلهبهمرحله ارائه شده است طبق منطق مدیریتی:
۱) هدف، ۲) اقدامات کلیدی، ۳) نهاد مسئول، ۴) خروجی مورد انتظار.
۱. هوش راهبردی — مرکز تحلیل و سیاستگذاری یکپارچه
۱. هوش راهبردی — مرکز تحلیل و سیاستگذاری یکپارچه
فقط هوش در پادشاهان حکومت هخامنشیان تاثیر داشته یا یادگیری و آموزش مستمر و شم اقتصادی و استعداد درخشان و چی ...
تبدیل پنج نوع هوش پادشاهان هخامنشی به یک مدل حکمرانی مدرن ایرانی کاری استراتژیک است که میتواند کشور را از «مدیریت واکنشی» به «مدیریت پیشنگر و یادگیرنده» منتقل کند.در ادامه چارچوبی طراحی شده که بهنوعی بازسازی فکری امپراتوری داریوش در قالب یک ساختار دولتی قرن بیستویکمی است:
بنابراین، «هوش» در پادشاهان هخامنشی نه یک موهبت ذاتی بلکه نتیجهی ترکیبی از:آموزش مستمر، تجربه عملی، شم اقتصادی، درک فرهنگی، و توانایی یادگیری از بحرانها.اگر ایران امروز بخواهد از آن الگو برای بازسازی قدرت استفاده کند، باید همین مدل را در سطح حکومت بازآفرینی کند:
یعنی ساخت حکومت یادگیرنده، اقتصاد تحلیلمحور، و مدیران دارای هوش انسانی و سیستمی.نقشهی تبدیل این پنج نوع هوش تاریخی به مدل حکمرانی مدرن ارائه شود.
هوش تحولپذیری (Adaptive Intelligence)
هخامنشیان اهل آزمون و خطا و اصلاحات بودند؛ وقتی نظام ساتراپی ضعف نشان میداد، فوراً تغییر ساختار میدادند. این ویژگی از یادگیری پویا و تفکر سیستمی میآمد.
آنان نظام اداری را طوری ساختند که خود را با تنشها و تغییر شرایط وفق دهد — نشانهٔ یک مدل ذهنی یادگیرنده و متحولشونده.
جمهوری اسلامی ایران را نمیخواهم آقا خانم محترم غیر قانونی هستید امر پولی خصوصی باشید با این وضعیت کیفیت کسی شما را نمیخرد...
صداوسیما باید بخشی از بودجه را به تولید فیلم و برنامه برای سینما و شبکه نمایش خانگی اختصاص دهد هی بعد ببینید چه کسی میخرد نه اینکه همه پولهای بودجه بیت المال را خرج شبکه های آشغال رایگان کند بعد ببینید چه کسی میخرد...با این وضعیت صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران ورشکسته است و هر روز نشتی دارد و ضرر هنگفتی به کشور زده و دارد میزند خریداری ندارد و بعد دولت جمهوری اسلامی ایران هم مدیرانش به همین صورت خدمات خود را باید بفروشند نه فقط دولتی اینجوری و بعد میبینید خریدار زیادی ندارند و بعد چند سیستمی چند حکومتی چند دولتی شود و دیگر مدیران هم آزاد بفروشند هر کسی خواست بخرد از هر کسی هر خدماتی را مثل اسنپ دکتر و...من سیستم جمهوری اسلامی نمیخواهم و یک دکتر مهندس ناظر کنترل کیفیت ک هماهنگ کننده بگذارند کل مردم و کشور را هماهنگ کنند...بعنوان سوزنبان قطار...و هر استان چند حکومت و چند مدیر و پادشاه و رهبر و رییس جمهور و نماینده و رییس مجلس و رییس قوه قضاییه و فرمانده ارتش پلیس سپاه و...رقابتی و غیررقابتی...
جمهوری اسلامی ایران دولتی ورشکسته و نامطلوب نامحبوب است با این وضعیت
با توجه به اینکه دولت حکومت و ارتش پلیس مجلس و رییس قوه قضاییه کثافت جمهوری اسلامی ایران و رهبر دزد آن علی خامنه ای آشغال و رییس جمهورهای آن مسوولانی دزد و بی نهایت ضررزننده به جان و مال و اعصاب و روان و سلامت ما و مردم هستند و بسیار کشنده و فقیرکننده بودند و مردم را چون میکشند و هستند باید هر چه زودتر دست این کثافتها را از زندگی خود کوتاه کنیم چون همه از آنها متنفر هستند و اصلا نباید جمهوری اسلامی را ببینید و فقط از آنها شکایت کنید گورشان را گم کنند وضع بهتر میشود و ارتش هم فقط ارتش ایران است نه جمهوری اسلامی و پلیس هم باید درست شود و از ۱۳۹۷ که تا الان وضع خوبی نبود و همه سالهای قبل ۱۳۹۷ تا حدی خوب بود باید بهتر شود و از نیمه دوم امسال همه چیز انشالله باید از گذشته بهتر شود.
فقط هوش در پادشاهان حکومت هخامنشیان تاثیر داشته یا یادگیری و آموزش مستمر و شم اقتصادی و استعداد درخشان و چی
سؤال بسیار مهمی است — چون معمولاً از هخامنشیان فقط با واژه «هوش سیاسی و نظامی» یاد میشود، در حالی که واقعیت بسیار عمیقتر است.
هوشِ پادشاهان هخامنشی صرفاً ذاتی یا سیاسی نبود؛ ترکیبی چندلایه از یادگیری مستمر، آموزش نظاممند، شم اقتصادی، و درک پیچیدهی انسان و سازمان بود. در واقع میتوان گفت موفقیت آنان حاصل همافزایی پنج نوع هوش بود:
۱. هوش راهبردی (Strategic Intelligence) — پایه امپراتوری جهانی
پادشاهان هخامنشی، بهویژه کوروش و داریوش، توانایی خارقالعادهای در درک روابط بینالمللی و پیشبینی رفتار قدرتها داشتند. آنها میدانستند چگونه بدون جنگ مستقیم، با دیپلماسی و اتحاد، قلمرو را گسترش دهند.
مثلاً کوروش با احترام به فرهنگهای محلی، نهتنها شورشها را کاهش داد بلکه احساس تعلق ایجاد کرد؛ این تصمیم یک نبوغ شناختی-اجتماعی بود.
۲. هوش یادگیری و آموزش مستمر (Learning Intelligence)
داریوش و شاهزادگان هخامنشی در نظام تربیتی خاصی رشد میکردند که سه رکن داشت:
آموزش نظامی و فنی،
آموزش زبانی و ارتباطی (چندفرهنگی و چندزبانی)،
آموزش اخلاقی و سیاسی بر اساس «راستی و نظم».
به همین دلیل اکثر تصمیمگیران هخامنشی در زمان خود از پیشرفتهترین آموزشهای حکمرانی و فنون دیوانی برخوردار بودند.
داریوش خود گفته بود که هر اشتباه را به تجربهای برای اصلاح بعدی تبدیل میکرد — یعنی یک سیستم یادگیری چرخهای فعال داشت.
۳. هوش اقتصادی و سازمانی (Economic–Organizational Intelligence)
امپراتوری هخامنشی اولین دولت در تاریخ بود که دارای بودجه سراسری، سیستم مالیاتی ملی، پول استاندارد و حسابرسی رسمی بود.
داریوش با ایجاد سکهٔ طلای «داریک» و راه شاهی، نهتنها کنترل مالی بلکه تحلیل جریانهای اقتصادی را ممکن کرد.
او درک کرد که قدرت بر پایه ثروت سازمانیافته است، نه فقط غارت یا مالیات. این همان شم اقتصادی استراتژیک است که بعدها امپراتوری روم از او الگوبرداری کرد.
۴. هوش فرهنگی و انسانی (Human–Cultural Intelligence)
کوروش بزرگ هوشمندانه فهمید که پایدارترین قدرت، آن است که مردم آن را “داوطلبانه بپذیرند”. او نه با سرکوب، بلکه با مدیریت تفاوتها و آموزش مدارای فرهنگی حکومت کرد.
این نگرش، شکل اولیهی «هوش عاطفی حکومتی» بود؛ مهارت در فهم احساسات جمعی و تبدیل تنوع فرهنگی به عامل وحدت.
۵. هوش تحولپذیری (Adaptive Intelligence)
هخامنشیان اهل آزمون و خطا و اصلاحات بودند؛ وقتی نظام ساتراپی ضعف نشان میداد، فوراً تغییر ساختار میدادند. این ویژگی از یادگیری پویا و تفکر سیستمی میآمد.
آنان نظام اداری را طوری ساختند که خود را با تنشها و تغییر شرایط وفق دهد — نشانهٔ یک مدل ذهنی یادگیرنده و متحولشونده.
قدرتمندترین و ثروتمندترین و باهوش ترین پادشاهان و حکومتهای تاریخ ایران که هستند
در طول تاریخ ایران، پادشاهان و حکومتهای بسیاری بودهاند که هر کدام به شکلی بر قدرت، ثروت یا هوشمندی سیاسی و مدیریتی کشور تأثیر گذاشتهاند. انتخاب “قویترین”، “ثروتمندترین” و “باهوشترین” تا حد زیادی به معیارهایی که برای سنجش انتخاب میکنیم بستگی دارد، اما میتوان بر اساس دستاوردهای کلان تاریخی به چند نمونه برجسته اشاره کرد:
قدرتمندترین پادشاهان (از منظر نظامی و وسعت قلمرو)
کوروش بزرگ (هخامنشی): بنیانگذار امپراتوری بزرگ هخامنشی که وسعت آن از بالکان تا آسیای مرکزی امتداد داشت. قدرت نظامی او در فتح سریع و ایجاد یک ساختار مدیریتی متمرکز و نسبتاً متسامح، بینظیر بود.
داریوش بزرگ (هخامنشی): اگرچه کوروش بنیانگذار بود، داریوش امپراتوری را از نظر ساختار اداری، مالی و نظامی به اوج رساند. او سیستمهای ساتراپی، استانداردسازی پول (داریک)، و ایجاد راه بزرگ شاهی را پایهگذاری کرد که مدیریتی بیسابقه در آن زمان بود.
شاه عباس اول صفوی: او با اصلاحات نظامی و ایجاد سپاه قدرتمند قزلباش، توانست صفویه را از بحران خارج کند و با بیرون راندن پرتغالیها از خلیج فارس و تثبیت مرزها، قدرت نظامی و سیاسی ایران را در اوج نگه دارد.
ثروتمندترین حکومتها (از منظر منابع و توسعه اقتصادی)
امپراتوری هخامنشی (به ویژه دوران داریوش): این حکومت به دلیل کنترل بر مسیرهای تجاری اصلی (جاده ابریشم اولیه) و ایجاد سیستم مالیاتی کارآمد که منابع عظیم طلا، نقره و غلات را به پایتخت سرازیر میکرد، به یکی از ثروتمندترین امپراتوریهای باستان تبدیل شد.
سلسله ساسانی: با کنترل بر تجارت بینالمللی شرق و غرب، و تسلط بر منابع کشاورزی و معدنی وسیع، ساسانیان ثروت عظیمی را گردآوری کردند که به آنها امکان داد برای قرنها در برابر امپراتوریهای بزرگ همسایه (روم و بیزانس) مقاومت کنند.
دوران پهلوی (به ویژه پس از ۱۳۵۰ شمسی): با وجود تمامی چالشها، در این دوره به دلیل فروش گسترده نفت و تزریق درآمدهای ارزی به اقتصاد، دولت از نظر دسترسی به نقدینگی و ظرفیت سرمایهگذاری خارجی، در بالاترین سطح ثروت متمرکز قرار داشت.
باهوشترین حکومتها/مدیران (از منظر نوآوری سیاسی و مدیریتی)
داریوش بزرگ (هخامنشی): هوش او در مدیریت تنوع فرهنگی و قومی عظیم امپراتوری از طریق ایجاد ساختارهای اداری منعطف، پذیرش نسبی ادیان و زبانهای محلی، و ایجاد نظام حقوقی یکپارچه (که به آن احترام میگذاشت)، شهرت دارد.
نادر شاه افشار: با وجود پایان ناگهانی حکومتش، هوشمندی نظامی و تاکتیکی او در حفظ تمامیت ارضی پس از فروپاشی صفویه، و سپس حملات برقآسای او به هند برای انتقال خزاین و ثروت به ایران، نشاندهنده نبوغ استراتژیک او بود.
حکومتهای پس از جنگ جهانی دوم (توسعه زیرساخت): این دوران (قبل از انقلاب ۱۳۵۷) شاهد یک برنامهریزی متمرکز و نسبتاً هوشمندانه برای توسعه زیرساختهای مدرن (راهآهن، سدسازی، صنعت نفت و گاز) بود که پایههای اقتصادی مدرن ایران را بنا نهاد.
در نهایت، اگر بخواهیم حکومتی را انتخاب کنیم که در ترکیب این سه ویژگی به بهترین شکل عمل کرده باشد، اغلب مورخان امپراتوری هخامنشی در اوج قدرت داریوش بزرگ را به دلیل ثبات طولانیمدت، وسعت بینظیر، و ساختار اداری پیشرو در جهان باستان، مثال میزنند.
هدف بازتولید دستاوردهای بزرگ تاریخی در مقیاس جهانی امروز، نیازمند یک نقشه راه استراتژیک است که نقاط قوت تاریخی را با ابزارها و واقعیتهای قرن بیست و یکم ترکیب کند.
برای شکستن رکوردهای تاریخی در شکوه، قدرت، ثروت و درایت، باید رویکردی چندوجهی و مبتنی بر اصلاحات ساختاری و نوآوریهای مدیریتی اتخاذ کرد. در اینجا یک چارچوب سه محوری برای تحقق این هدف، بر اساس الگوبرداری هوشمندانه از گذشته، ارائه میشود:
محور اول: بازتولید قدرت و شکوه از طریق «نفوذ ساختاری» (الگوی داریوش بزرگ)
قدرت امروز دیگر صرفاً نظامی نیست؛ بلکه در توانایی شکلدهی به قواعد بازیهای منطقهای و جهانی نهفته است.
دیپلماسی اقتصادی فعال و منطقهای (الگوی منطقهایگرایی):
اقدام: تمرکز بر توسعه زیرساختهای ترانزیتی (به ویژه در چارچوب کریدورهای شمال-جنوب و شرق-غرب) برای تبدیل ایران به تقاطع ضروری تجارت منطقه.
شکستن رکورد: به جای تمرکز صرف بر قدرت نظامی، ایران باید با تبدیل شدن به قویترین بازیگر در تسهیل تجارت منطقه (مشابه کاری که داریوش با جاده شاهی کرد)، نفوذ غیرقابل جایگزینی کسب کند.
اصلاحات ساختاری و شفافیت (الگوی مدیریت کارآمد):
اقدام: اجرای کامل پنجره واحد ملی برای تجارت خارجی و رفع فوری بوروکراسیهای زائد و متضاد. این کار هزینههای معاملاتی (Transaction Costs) را به شدت کاهش داده و سرمایهگذاری خارجی را جذب میکند.
شکستن رکورد: حذف فساد سیستمی و ناکارآمدی اداری با استفاده از فناوریهای نوین (دولت الکترونیک پیشرفته)، از نظر هوش مدیریتی از تمام دورانهای تاریخ ایران پیشی خواهد گرفت.
محور دوم: کسب ثروت پایدار از طریق «نوآوری و ارزش افزوده» (الگوی توسعه ساسانی و نفت)
ثروت تاریخی ایران بر پایه منابع اولیه (نفت، کشاورزی، فلزات) استوار بود. برای ثروتمندترین شدن، باید از این منابع به عنوان ماده اولیه برای محصولات نهایی استفاده کرد.
جهش در اقتصاد دانشبنیان و فناوریهای استراتژیک:
اقدام: تخصیص بودجههای کلان به R&D در حوزههایی که ایران پتانسیل مزیت نسبی دارد (مانند بیوتکنولوژی، مواد پیشرفته، یا فناوریهای انرژیهای تجدیدپذیر).
شکستن رکورد: تبدیل شدن به صادرکننده خالص فناوریهای پسا-تحریم و ابزارهای دور زدن تحریمها (مانند سیستمهای پرداخت جایگزین و بیمه ریسکهای خاص)، نه صرفاً صادرکننده کالا.
توسعه مالی انعطافپذیر و دور زدن تحریمها:
اقدام: ایجاد یک سیستم پرداخت و تسویه بینالمللی موازی که کاملاً بر پایه ارزهای ملی و شبکههای غیردلاری باشد و با کشورهای همسایه بهطور کامل یکپارچه شود (بانکداری منطقهای).
شکستن رکورد: این توانایی در حفظ ثروت و تداوم تجارت در شرایط تحریم حداکثری، ایران را در بُعد «تابآوری اقتصادی» در تاریخ جهان بیرقیب خواهد ساخت.
محور سوم: تعالی درایت و هوشمندی از طریق «توسعه انسانی و آیندهنگری»
هوش تاریخی شاهان، اغلب در مدیریت بحرانهای نظامی و سیاسی نهفته بود. هوش امروز در پیشبینی آینده و آمادهسازی برای آن است.
سرمایهگذاری روی سرمایه انسانی:
اقدام: اصلاحات بنیادین در سیستم آموزشی برای پرورش تفکر نقدی، کارآفرینی و مهارتهای فنی مورد نیاز اقتصاد آینده. جلوگیری از فرار مغزها با ایجاد فرصتهای شغلی با درآمد رقابتی در حوزههای نوآورانه.
شکستن رکورد: تمرکز بر توسعه منابع انسانی به عنوان بزرگترین دارایی استراتژیک، از نظر هوشمندی بلندمدت، فراتر از هرگونه خزانه سلطنتی خواهد بود.
توسعه زیرساختهای انعطافپذیر و ذخایر استراتژیک:
اقدام: تنوعبخشی بیسابقه به منابع انرژی و غذایی، ایجاد ذخایر استراتژیک کافی برای مقابله با شوکهای جهانی (آب، انرژی، مواد غذایی).
شکستن رکورد: این اقدام نشاندهنده درایت و آیندهنگری برای تأمین بقای ملی و استمرار شکوه، حتی در شرایط سخت بینالمللی، خواهد بود.
خلاصه استراتژیک برای شکستن رکوردها
برای تبدیل شدن به قویترین، ثروتمندترین، و باهوشترین بازیگر تجاری جهان، ایران نیازمند ترکیب انضباط اداری داریوش، نوآوری اقتصادی ساسانیان، و تابآوری استراتژیک دورانهای دفاعی است که همگی بر بستر یک سیستم فناورانه و شفاف امروزی پیادهسازی شوند.
فقط هوش در پادشاهان حکومت هخامنشیان تاثیر داشته یا یادگیری و آموزش مستمر و شم اقتصادی و استعداد درخشان و چی
سؤال بسیار مهمی است — چون معمولاً از هخامنشیان فقط با واژه «هوش سیاسی و نظامی» یاد میشود، در حالی که واقعیت بسیار عمیقتر است.
هوشِ پادشاهان هخامنشی صرفاً ذاتی یا سیاسی نبود؛ ترکیبی چندلایه از یادگیری مستمر، آموزش نظاممند، شم اقتصادی، و درک پیچیدهی انسان و سازمان بود. در واقع میتوان گفت موفقیت آنان حاصل همافزایی پنج نوع هوش بود:
۱. هوش راهبردی (Strategic Intelligence) — پایه امپراتوری جهانی
پادشاهان هخامنشی، بهویژه کوروش و داریوش، توانایی خارقالعادهای در درک روابط بینالمللی و پیشبینی رفتار قدرتها داشتند. آنها میدانستند چگونه بدون جنگ مستقیم، با دیپلماسی و اتحاد، قلمرو را گسترش دهند.
مثلاً کوروش با احترام به فرهنگهای محلی، نهتنها شورشها را کاهش داد بلکه احساس تعلق ایجاد کرد؛ این تصمیم یک نبوغ شناختی-اجتماعی بود.
۲. هوش یادگیری و آموزش مستمر (Learning Intelligence)
داریوش و شاهزادگان هخامنشی در نظام تربیتی خاصی رشد میکردند که سه رکن داشت:
آموزش نظامی و فنی،
آموزش زبانی و ارتباطی (چندفرهنگی و چندزبانی)،
آموزش اخلاقی و سیاسی بر اساس «راستی و نظم».
به همین دلیل اکثر تصمیمگیران هخامنشی در زمان خود از پیشرفتهترین آموزشهای حکمرانی و فنون دیوانی برخوردار بودند.
داریوش خود گفته بود که هر اشتباه را به تجربهای برای اصلاح بعدی تبدیل میکرد — یعنی یک سیستم یادگیری چرخهای فعال داشت.
۳. هوش اقتصادی و سازمانی (Economic–Organizational Intelligence)
امپراتوری هخامنشی اولین دولت در تاریخ بود که دارای بودجه سراسری، سیستم مالیاتی ملی، پول استاندارد و حسابرسی رسمی بود.
داریوش با ایجاد سکهٔ طلای «داریک» و راه شاهی، نهتنها کنترل مالی بلکه تحلیل جریانهای اقتصادی را ممکن کرد.
او درک کرد که قدرت بر پایه ثروت سازمانیافته است، نه فقط غارت یا مالیات. این همان شم اقتصادی استراتژیک است که بعدها امپراتوری روم از او الگوبرداری کرد.
۴. هوش فرهنگی و انسانی (Human–Cultural Intelligence)
کوروش بزرگ هوشمندانه فهمید که پایدارترین قدرت، آن است که مردم آن را “داوطلبانه بپذیرند”. او نه با سرکوب، بلکه با مدیریت تفاوتها و آموزش مدارای فرهنگی حکومت کرد.
این نگرش، شکل اولیهی «هوش عاطفی حکومتی» بود؛ مهارت در فهم احساسات جمعی و تبدیل تنوع فرهنگی به عامل وحدت.
۵. هوش تحولپذیری (Adaptive Intelligence)
هخامنشیان اهل آزمون و خطا و اصلاحات بودند؛ وقتی نظام ساتراپی ضعف نشان میداد، فوراً تغییر ساختار میدادند. این ویژگی از یادگیری پویا و تفکر سیستمی میآمد.
آنان نظام اداری را طوری ساختند که خود را با تنشها و تغییر شرایط وفق دهد — نشانهٔ یک مدل ذهنی یادگیرنده و متحولشونده.
ایران فعال ترین بازیگر تجاری در مسیرهای جهانی
چگونه ایران را فعالترین بازیگر تجاری در مسیرهای جهانی کنیم ؟ ودسترسی به بازارهای جهانی، فناوریهای نوین و منابع مالی بینالمللی را برای ایران و ایرانی نامحدود کنیم.که این امر توانایی کشور برای افزایش صادرات غیرنفتی و در نتیجه، کسب ارز برای تقویت پول ملی را قویتر کند
این یک هدفگذاری بسیار بلندپروازانه و کاملاً استراتژیک است: تبدیل شدن به یک بازیگر تجاری فعال و جهانی، که نیازمند رفع موانع ساختاری و ژئوپلیتیکی است.
برای تحقق این هدف، یعنی فعالترین بازیگر تجاری شدن و رفع محدودیتهای دسترسی به بازارهای جهانی، فناوری و منابع مالی، باید یک استراتژی همهجانبه در چهار حوزه اصلی اجرا شود: سیاست خارجی و دیپلماسی اقتصادی، اصلاحات ساختاری داخلی، توسعه فناوری و نوآوری، و مدیریت ریسک و ثبات اقتصادی.
۱. دیپلماسی اقتصادی و بازتعریف روابط بینالمللی
دسترسی نامحدود به بازارهای جهانی بدون مشارکت مؤثر در ساختارهای اقتصادی بینالمللی امکانپذیر نیست.
عادیسازی روابط تجاری با جهان: این مهمترین گام است. فعالترین بازیگران تجاری، آنهایی هستند که کمترین ریسک سیاسی و تحریمی را برای شرکای خود ایجاد میکنند.
تضمینهای حقوقی و بیمهای: برای جذب سرمایه و قراردادهای بزرگ، دولت باید در سطح بینالمللی تضمین کند که قراردادهای تجاری و سرمایهگذاریهای خارجی با تغییرات سیاسی ناگهانی، باطل نخواهند شد.
عضویت و استانداردسازی: فعالانه برای پیوستن به سازمانهای کلیدی تجارت جهانی مانند سازمان تجارت جهانی (WTO) و سایر اتحادیههای منطقهای (مانند اتحادیه اقتصادی اوراسیا، سازمان همکاری شانگهای) تلاش شود و فرآیندهای داخلی با استانداردهای جهانی هماهنگ گردد.
دیپلماسی “صادراتمحور”: دیپلماسی باید به جای تمرکز صرف بر مسائل سیاسی، بر بازارگشایی متمرکز شود. هر سفارتخانه باید دارای واحدی تخصصی برای شناسایی فرصتهای صادراتی، مشکلات گمرکی تجار ایرانی در آن کشور و جذب سرمایهگذاری مستقیم خارجی (FDI) باشد.
۲. اصلاحات ساختاری برای کاهش ریسک و افزایش رقابتپذیری
بازارهای جهانی به نقدینگی، سرعت و شفافیت نیاز دارند.
پایداری اقتصادی (مبارزه با تورم): همانطور که در پاسخ قبلی اشاره شد، تا زمانی که تورم بالا و نوسانات شدید ارزی ادامه دارد، تولیدکنندگان ایرانی نمیتوانند قیمتگذاری بلندمدت و رقابتی در بازارهای جهانی داشته باشند. ثبات اقتصادی اولین و مهمترین ضمانت برای فعالان تجاری است.
تسهیل و شفافسازی محیط کسبوکار:
پایان دادن به تخصیصهای رانتی: ریشهکن کردن رانتهای غیرمولد که منابع را از مسیر تولید به سمت سفتهبازی هدایت میکند.
ساماندهی نظام بانکی و مالی: سیستم بانکی باید قابلیت ارائه تسهیلات ارزانقیمت و بلندمدت برای سرمایهگذاریهای بزرگ صادراتی (مشابه آنچه در کشورهای رقیب مرسوم است) را داشته باشد و از طریق فناوریهای مالی (فینتک) سرعت تراکنشهای بینالمللی را افزایش دهد.
توسعه زیرساختهای پرداخت بینالمللی:
استفاده از ارزهای ملی (مانند یوان، روپیه، روبل) در کنار ارزهای واسط مانند یورو، برای کاهش وابستگی کامل به دلار، اما به صورت سیستماتیک و با استفاده از سیستمهای تبادل مستقیم ارزی بین بانکهای مرکزی (نه فقط به صورت موردی).
دسترسی به فناوریهای نوین و منابع مالی بینالمللی
فناوری، عامل تعیینکننده در رقابتپذیری قرن ۲۱ است.
فناوری: واردات به جای خرید و توسعه به جای کپیبرداری:
جذب سرمایه انسانی خارجی: ایجاد مشوقهای ویژه (اقامت، مالیاتی) برای جذب متخصصان ایرانی خارج از کشور و همچنین متخصصان خارجی برای انتقال دانش فنی به ایران، به ویژه در حوزههای نیمههادیها، بیوتکنولوژی و هوش مصنوعی.
سرمایهگذاری در لینکهای فناوری: به جای خرید صرف محصول نهایی، باید بر خرید یا مشارکت در مالکیت فکری (IP) و خطوط تولید دانشبنیان تمرکز کرد تا وابستگی فنی کاهش یابد.
تأمین مالی بینالمللی (Financial Inclusion):
بانک توسعه صادراتی نقشآفرین: تقویت بانک توسعه صادرات با توانایی پذیرش بیمههای ریسک صادراتی از نهادهای بینالمللی (مثلاً آژانسهای چندجانبه توسعه) برای کاهش ریسک شرکای خارجی هنگام معامله با ایران.
اوراق قرضه بینالمللی (Global Bonds): در صورت دستیابی به ثبات اقتصادی و کاهش ریسک، دولت میتواند اوراق قرضه دلاری یا یورویی را در بازارهای بینالمللی منتشر کند تا سرمایه ارزانقیمت و بلندمدت برای زیرساختهای بزرگ جذب نماید.
تقویت صادرات غیرنفتی (تثبیت ارزآوری)
این اقدامات، تولید را قویتر میکنند تا بتواند ارزآوری را تثبیت کند.
ارتقاء برند ملی (Country Branding): سرمایهگذاری روی تصویری از ایران به عنوان یک تأمینکننده قابل اعتماد و با کیفیت در حوزههای خاص (مثلاً کشاورزی ارگانیک، صنایع دستی لوکس، یا قطعات فنی خاص).
توسعه بنادر و مناطق آزاد: تبدیل مناطق آزاد تجاری-صنعتی به هابهای واقعی لجستیکی با قوانین سادهتر از سرزمین اصلی، به طوری که شرکتهای خارجی احساس کنند در یک محیط بینالمللی فعالیت میکنند.
اگر این استراتژی در این چهار حوزه با یک اراده ملی و پایدار پیش برود، ایران میتواند به تدریج از یک اقتصاد متکی به نفت و محدود، به یک بازیگر فعال در شبکههای عرضه جهانی تبدیل شود.
به عنوان یک گام عملی در حوزه فناوری و تجارت، آیا مایلید یک جستجوی سریع انجام دهیم تا ببینیم رقیبان اصلی منطقهای ما (مانند ترکیه یا امارات) در حال حاضر در کدام بخشهای فناوری پیشرو هستند تا بتوانیم شکافهای خود را بهتر شناسایی کنیم؟
با توجه به این استراتژی، جستجوی من بر روی دو کشور کلیدی در منطقه با رویکردهای تجاری متفاوت متمرکز خواهد بود: ترکیه (به عنوان یک صادرکننده موفق صنعتی و نزدیک به غرب) و امارات متحده عربی (به عنوان هاب لجستیکی و مالی منطقه).
جستوجو در اینترنت
done
از اینکه پیشنهاد بنده برای بررسی رقبا را تأیید کردید، خرسندم. این بررسی گام عملی مهمی در استراتژی چهارمحوری ماست.
نتایج اولیه جستجو بر روی ترکیه متمرکز بود و نکات بسیار روشنی را درباره رویکرد آنها در زمینه فناوری، صنعت و صادرات ارائه میدهد.
تحلیل اولیه رقابتی: ترکیه (دیدگاه فناوری و صنعتی)
بر اساس نتایج به دست آمده، ترکیه رویکردی بسیار منسجم و دولتی-حمایتی در توسعه اقتصادی و تجاری خود دارد:
۱. تمرکز شدید بر فناوری و صنایع پیشرفته (High-Tech):
توسعه صنعتی متمرکز بر فناوری: ترکیه برنامهای راهبردی (۲۰۱۹ تا ۲۰۲۳) برای تحول صنعتی فناوریمحور داشته است که نشاندهنده تعهد بلندمدت به این بخش است.
تولیدات استراتژیک: حمایت از تولید ۶۰ محصول صنعتی داخلی در سال ۲۰۲۴ (با هدف ۸۰ محصول تا ۲۰۲۶)، و مهمتر از آن، تولید خودروی ملی (TOGG) که نشاندهنده جهش در قابلیتهای مهندسی و صنعتی است.
زیرساختهای دیجیتال: فراهم کردن بستر برای فناوریهای ۵G، زندگی هوشمند و استراتژی هوش مصنوعی ملی.
اکوسیستم استارتاپی قوی: افزایش تعداد یونیکورنها (Turcorns) به ۷ مورد و سرمایهگذاری ۱.۵ میلیارد دلاری در کسبوکارهای فناورانه در سال ۲۰۲۲، که نشاندهنده جذب سرمایه خصوصی به اکوسیستم فناوری است.
۲. عملکرد صادراتی فراتر از انتظار:
صادرات ترکیه در سال ۲۰۲۳ به ۲۴۱ میلیارد دلار رسید که از هدفگذاری اولیه برای سال ۲۰۳۰ نیز جلوتر بوده است. این امر نشان میدهد که تمرکز بر تولید با ارزش افزوده بالا به سرعت نتیجه داده است.
حمایت هدفمند: استفاده از سیستم تشویق صادرات بر اساس عملکرد صادراتی و ارزش افزوده کسب شده، که انگیزهای مستقیم برای صادرکنندگان با کیفیت ایجاد میکند.
۳. توسعه نیروی انسانی و جذب استعداد:
رشد چشمگیر علاقهمندی جوانان به فناوری (افزایش درخواستها برای مسابقات علمی از ۲۰ هزار به بیش از ۱ میلیون نفر).
اجرای برنامه جذب استعدادهای بینالمللی و اعطای مجوز کار به بیش از ۲۰۰۰ متخصص خارجی (دارای مدرک دکترا) در سال ۲۰۲۲.
گام بعدی
نتایج مربوط به ترکیه بسیار روشنگر است و نشان میدهد که همسویی استراتژی فناوری، صنعتیسازی هدفمند، و حمایت فعال از صادرات با ارزش افزوده بالا موتور اصلی موفقیت آنها بوده است.
برای تکمیل تصویر، همانطور که در ابتدا اشاره شد، لازم است وضعیت رقیب مهم دیگر، یعنی امارات متحده عربی (به عنوان هاب مالی و لجستیکی) را نیز بررسی کنیم. امارات بر مسیر متفاوتی، متمرکز بر جذب سرمایه، زیرساختهای لجستیکی و تسهیلات تجاری بینالمللی تأکید دارد.
من از شما اجازه میخواهم تا در گام بعدی، وضعیت تجاری و راهبردهای امارات را بررسی کنیم تا بتوانیم یک مقایسه جامعتر داشته باشیم و سپس به سمت تدوین راهکارهای اختصاصی برای ایران حرکت کنیم.
جستجو را برای امارات متحده عربی ادامه دهیم؟
بسیار خوب. برای درک کامل محیط رقابتی، اکنون به بررسی استراتژیهای تجاری، لجستیکی و مالی امارات متحده عربی میپردازیم.
من از ابزار google_search برای یافتن اطلاعاتی در مورد نقش امارات به عنوان یک هاب تجاری و مالی در منطقه استفاده خواهم کرد.
جستوجو در اینترنت
done
از اینکه منتظر ماندید متشکرم. نتایج جستجو در مورد امارات متحده عربی، به ویژه استراتژیهای لجستیکی و نقش آن در تجارت جهانی، بینشهای جالبی را ارائه میدهد که به خوبی با هدف شما برای تبدیل شدن به بازیگری فعال در مسیرهای جهانی همخوانی دارد.
یافتههای کلیدی درباره امارات (به ویژه دبی) در مقایسه با استراتژیهای مد نظر ما:
تمرکز بر لجستیک و تحرک اقتصادی:
دبی با استراتژی حمل و نقل زمینی تجاری و لجستیکی ۲۰۳۰ خود، هدفگذاری کرده است که سهم مستقیم حمل و نقل و لجستیک در اقتصاد را دو برابر کند.
این استراتژی بر نوآوری فنی (افزایش ۷۵ درصدی پذیرش فناوری در زیرساختها، سیستمهای حمل و نقل هوشمند) و کارایی عملیاتی (بهبود ۱۰ درصدی بهرهوری از طریق سادهسازی مقررات و مراحل ترخیص کالا) تأکید دارد.
نقش به عنوان هاب منطقهای:
امارات خود را به عنوان کانون منطقهای در غرب آسیا در زنجیرههای ارزش جهانی تعریف کرده است.
بندرهایی مانند فجیره به عنوان مراکز بزرگ کشتیرانی برای خلیج فارس و مناطق اطراف عمل میکنند.
حذف موانع و مقرراتزدایی:
استراتژیهای آنها شامل سادهسازی مقررات و الزامات برای حذف موانع کسبوکار است، که مستقیماً به رکن دوم استراتژی ما (شفافسازی محیط کسبوکار و حذف رانت) مرتبط میشود.
تحلیل مقایسهای اجمالی (ایران در مقابل رقبا)
با در نظر گرفتن نتایج ترکیه و امارات، میتوانیم نقاط تمرکز مشترک و تفاوتها را استخراج کنیم:
رکن استراتژیک موفقیت ترکیه (صادرات و فناوری) موفقیت امارات (لجستیک و هابسازی) گام بعدی ایران (تأکید بر الگوبرداری)
تولید و صادرات حمایت هدفمند از تولید داخلی با ارزش افزوده بالا، رشد انفجاری صادرات (۲۴۱ میلیارد دلار). تمرکز بر نقشآفرینی فعال در زنجیرههای ارزش جهانی به عنوان کانونی منطقهای. تطبیق ساختار صادرات با ارزش افزوده (مانند ترکیه) و تسهیل حضور در زنجیرههای جهانی (مانند امارات).
فناوری و مهارت تمرکز بر حوزههای پیشرو (AI، 5G)، جذب متخصصان خارجی و تقویت اکوسیستم نوآوری (یونیکورنها). پذیرش گسترده فناوری در زیرساختها (بهینهسازی ۷۵٪) و کاهش کربن. جذب متخصصان خارجی و سرمایهگذاری در فناوری بومی برای افزایش بهرهوری نیروی کار.
محیط کسبوکار و دسترسی سیاستهای تشویقی صادرات مبتنی بر عملکرد. حذف موانع، سادهسازی مقررات و تسهیل عملیات ترخیص کالا.
نتیجهگیری:
رقبای اصلی ما (ترکیه و امارات) با رویکردی بسیار سازمانیافته و مبتنی بر دادهها و فناوری عمل میکنند. ترکیه بر صادرات غیرنفتی مبتنی بر صنعت و فناوری تمرکز دارد، در حالی که امارات بر ایجاد زیرساختها و محیطی بدون اصطکاک برای تبدیل شدن به یک مرکز لجستیکی و مالی جهانی تأکید میکند.
برای تحقق هدف بزرگ شما یعنی تبدیل شدن به فعالترین بازیگر تجاری، باید استراتژیهایمان را بر اساس سه محور زیر تنظیم کنیم:
تولید هوشمند با ارزش افزوده بالا (الهام از ترکیه): به جای تمرکز صرف بر حجم، باید بر صادرات کالاهای صنعتی و دانشبنیان با استانداردهای جهانی تمرکز کنیم.
لجستیک و محیط کسبوکار بدون اصطکاک (الهام از امارات): باید به سرعت موانع بوروکراتیک و ترخیص کالا را حذف کنیم تا کالاها بتوانند با سرعت و هزینه کم در مسیرهای جهانی جابهجا شوند.
تضمین مالی و دیپلماتیک: این امر بدون عادیسازی روابط و پیوستن به ساختارهای تجاری جهانی میسر نخواهد شد.
آیا مایلید اکنون عمیقتر به یکی از این حوزهها بپردازیم؟ به عنوان مثال، میتوانیم بررسی کنیم که چگونه میتوانیم محیط کسبوکار داخلی را برای تقلید از سادگی عملیاتی امارات، اصلاح کنیم، یا بر روی شناسایی حوزههای فناوری پیشرو برای سرمایهگذاری متمرکز شویم.
خب عالی است. با توجه به اینکه هر دو کشور رقیب (ترکیه و امارات) بر فناوری و سهولت انجام کسبوکار تأکید ویژهای دارند، میتوانیم به طور همزمان بر روی دو جنبهای تمرکز کنیم که بیشترین تأثیر را بر فعالترین بازیگر تجاری شدن خواهند داشت:
توسعه فناوری و نیروی انسانی پیشرو (مورد تأکید ترکیه).
سادهسازی و تسهیل زیرساختهای تجاری (مورد تأکید امارات).
از آنجایی که شما با برنامه کلی موافقت کردید، فکر میکنم بهترین گام عملی این است که به جای ادامه جستجوی کلی در مورد رقبا، مؤلفههای عملیاتی مورد نیاز برای اجرای استراتژی پیشنهادی را بررسی کنیم.
گام عملی پیشنهادی: بررسی زیرساختهای لازم برای پیوستن به تجارت جهانی
برای اینکه بتوانیم فعالترین بازیگر تجاری باشیم، باید زیرساختهای مالی و حقوقی ما از ریسک سرمایهگذاریهای بینالمللی محافظت کند و انتقال فناوری را تسهیل نماید.
من پیشنهاد میکنم با استفاده از ابزار جستجوی وب، وضعیت فعلی و برنامههای ایران برای پیوستن به سازمان تجارت جهانی (WTO) و همچنین نظام بانکی و ابزارهای پوشش ریسک صادراتی را بررسی کنیم. این اطلاعات مستقیماً به رکن اول (دیپلماسی اقتصادی) و رکن سوم (دسترسی به منابع مالی) استراتژی چهارمحوری که قبلاً ارائه شد، کمک میکند.
آیا با این تمرکز بر زیرساختهای حقوقی و مالی برای تجارت بینالمللی موافقید؟
بسیار خوب. برای درک بهتر مزیت نسبی ایران در مقایسه با مدلهای ترکیه و امارات، باید بدانیم که پلتفرمهای حقوقی و مالی داخلی ما در حال حاضر چه وضعیتی دارند و برای حضور بینالمللی چه اقداماتی در دستور کار است.
من از ابزار google_search استفاده میکنم تا دو موضوع کلیدی مرتبط با زیرساختهای تجارت بینالمللی ایران را بررسی کنم:
وضعیت عضویت ایران در سازمان تجارت جهانی (WTO) و چالشها/پیشرفتهای اخیر.
وضعیت ابزارهای حمایتی و بیمه صادراتی در ایران (مقایسه با نهادهای مشابه در ترکیه و امارات).
این جستجو به ما کمک میکند تا شکافهای موجود در تسهیل تجارت را مشخص کنیم.
جستوجو در اینترنت
done
با تشکر از شما. نتایج جستجو در مورد عضویت ایران در سازمان تجارت جهانی (WTO) به وضوح نشان میدهد که این موضوع یک نقطه عطف حیاتی اما پیچیده در مسیر تبدیل شدن به بازیگری فعال در تجارت جهانی است.
خلاصه یافتههای کلیدی (زیرساختهای حقوقی/بینالمللی)
وضعیت عضویت در WTO:
برخی نتایج نشان میدهند که ایران یکی از اعضای WTO است (نتیجه ۴)، در حالی که سایر نتایج بر چالشها و فرصتهای عضویت تأکید دارند و به فرایند طولانی و پیچیده پیوستن اشاره میکنند (نتایج ۱ و ۲).
نکته مهم: عضویت کامل و پایبندی به مقررات WTO (مانند کاهش تعرفهها و شفافیت) برای رقابت با کشورهایی مانند ترکیه که به شدت در تجارت جهانی ادغام شدهاند، ضروری است.
فشار جهانیسازی:
نتایج به روشنی بیان میکنند که سازمانهای بینالمللی مانند WTO، بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول، کشورهای در حال توسعه را به سمت سیاستهای آزادسازی سوق میدهند و عدم پیوستن میتواند منجر به انزوا و عدم توانایی در رقابت صادراتی شود.
چالشهای داخلی:
پیوستن به WTO نیازمند تغییرات گسترده در قوانین و مقررات اقتصادی داخلی، آزادسازی تجاری و تولیدی است، که میتواند بر صنایع نوپا تأثیر بگذارد (نتیجه ۲).
تحلیل شکاف در مقابل رقبا
مقایسه این یافتهها با رویکرد امارات و ترکیه، یک شکاف بزرگ را آشکار میسازد:
رکن استراتژیک ترکیه / امارات ایران (بر اساس یافتهها) شکاف نیازمند اقدام
ادغام در تجارت جهانی عضویت کامل و استفاده از شبکههای تجاری چندجانبه؛ مقرراتزدایی برای سهولت دسترسی. وضعیت عضویت نامشخص/چالشبرانگیز در WTO؛ نیاز به اصلاحات ساختاری گسترده داخلی. نهایی کردن و اجرای تعهدات بینالمللی برای کاهش ریسکهای سیاسی و مالی.
پوشش ریسک مالی دسترسی به ابزارهای استاندارد جهانی بیمه و اعتبار صادراتی. (هنوز بررسی نشده است) - نیاز به ابزارهای داخلی قوی برای پوشش ریسک ناشی از تحریمها یا نوسانات ارزی
گام بعدی: بررسی ابزارهای حمایتی داخلی (بیمه صادراتی)
برای اینکه بتوانیم فعالترین بازیگر شویم، باید ریسکهای صادراتی را مدیریت کنیم، چه از منظر تحریمها و چه از منظر ریسکهای تجاری معمول. همانطور که امارات بر تسهیل عملیات تأکید داشت، ما باید بدانیم که ابزارهای حمایتی ما چقدر کارآمد هستند.
پیشنهاد میکنم جستجوی دوم را بر روی ابزارهای حمایتی ایران متمرکز کنیم.
باید در google_search درباره وضعیت بیمه صادراتی (مانند شرکت بیمه صادرات و اعتبارات صادراتی ایران) و توانایی آن در رقابت با مدلهای بینالمللی اطلاعات بیشتری کسب کنم؟
بسیار عالی. برای شفافسازی کامل، ابتدا جستجو را برای تأیید دقیق وضعیت عضویت ایران در WTO و سپس برای بررسی ابزارهای پوشش ریسک صادراتی انجام میدهم.
من ابتدا ابزار google_search را برای یافتن وضعیت دقیق عضویت ایران در WTO و همچنین اطلاعاتی در مورد ابزارهای پوشش ریسک صادراتی در ایران، ترکیه و امارات فراخوانی میکنم تا مقایسه دقیقی انجام دهیم.
ارتقا بسته
محدودیت جستوجو در اینترنت
برای رفع محدودیت لطفا بستهی خود را ارتقا دهید.
close
متوجه شدم. به نظر میرسد که دسترسی به ابزار جستجوی وب (Google Search) در حال حاضر برای این جلسه محدود شده است. این موضوع برنامه ما را برای تأیید وضعیت WTO و بررسی ابزارهای پوشش ریسک صادراتی با چالش مواجه میکند.
با توجه به این محدودیت، رویکرد ما باید تغییر کند تا با دانش موجود و ابزارهای دیگر پیش برویم.
استراتژی جایگزین با توجه به محدودیت ابزار جستجو:
وضعیت WTO (دانش عمومی و گمانهزنی هوشمند):
با توجه به اینکه نتایج اولیه نشان از ابهام و پیچیدگی داشتند، در حال حاضر میتوانیم با قطعیت فرض کنیم که ایران به طور کامل و بدون محدودیتهای جدی در WTO فعالیت نمیکند (در غیر این صورت، نتایج جستجو اینقدر متناقض نبود). ما بر این فرض استوار میشویم که ایران یا عضویت کامل ندارد یا تعهدات خود را به طور کامل اجرا نکرده است.
ابزارهای پوشش ریسک صادراتی (تمرکز بر ابزارهای موجود در ایران):
به جای مقایسه مستقیم با ترکیه و امارات (که نیازمند جستجوی لحظهای است)، تمرکز را بر شناسایی و توصیف بهترین ابزارهای حمایتی موجود در ایران میگذاریم. این ابزارها را میتوانیم با استفاده از ابزار canvas برای تهیه یک گزارش مستند کنیم
گام بعدی:
من پیشنهاد میکنم با فرض اینکه وضعیت WTO نیاز به بررسیهای عمیقتر میدانی دارد، روی بخش عملیاتیتر یعنی ابزارهای پوشش ریسک صادراتی ایران تمرکز کنیم.
ما میتوانیم با استفاده از ابزار canvas یک سند (PDF) تهیه کنیم که در آن:
وضعیت فعلی عضویت ایران در WTO را به عنوان یک چالش ساختاری شرح دهیم.
معرفی کاملی از نهادهای کلیدی پوشش ریسک صادراتی در ایران (مانند شرکت بیمه صادرات و اعتبارات صادراتی ایران) ارائه دهیم.
این ابزارهای ایرانی را به صورت تئوری با کارکردهای استاندارد جهانی مقایسه کنیم (بر اساس دانش عمومی از نحوه عملکرد این ابزارها).
تحلیل زیرساختهای تجارت جهانی ایران: وضعیت عضویت در WTO و ابزارهای پوشش ریسک صادراتی
با توجه به محدودیت در جستجوی لحظهای، تحلیل زیر بر اساس درک ساختاری از چالشهای ایران در تجارت بینالملل ارائه میشود:
۱. وضعیت عضویت در سازمان تجارت جهانی (WTO)
ایران در حال حاضر عضویت کامل در WTO را ندارد و در مرحله مذاکرات برای الحاق قرار دارد.
چالش اصلی: بر خلاف ترکیه و امارات که به طور کامل در چارچوب قواعد WTO فعالیت میکنند، ایران همچنان با چالشهای ساختاری زیادی روبرو است که مانع از یکپارچگی کامل با سیستم تجارت جهانی میشود.
پیامدها:
عدم برخورداری از حمایت حقوقی کامل: ایران نمیتواند به طور کامل از سازوکار حل اختلاف WTO برای حمایت از صادرکنندگان خود در برابر اقدامات تبعیضآمیز تجاری سایر کشورها استفاده کند.
حفظ تعرفههای بالا: برای حمایت از صنایع داخلی در غیاب یک سیستم حمایتی نهادی کارآمد، دولت ایران مجبور به حفظ سطوح تعرفهای بالاتری است که رقابتپذیری محصولات ایرانی را در بازارهای جهانی کاهش میدهد.
۲. ابزارهای پوشش ریسک صادراتی (مقایسه با مدلهای ترکیه و امارات)
ابزارهای پوشش ریسک صادراتی (مقایسه با مدلهای ترکیه و امارات)
ابزارهای پوشش ریسک صادراتی برای اطمینان دادن به صادرکنندگان در برابر ریسکهای نکول خریدار، ریسکهای سیاسی/تحریمی، و ریسکهای اعتباری ضروری هستند.
ویژگی مدل ترکیه / امارات (استاندارد جهانی) مدل ایران (شرکتهای بیمه صادراتی) شکاف کلیدی
دامنه پوشش ریسک سیاسی پوشش ریسکهای ژئوپلیتیکی و تغییرات ناگهانی قوانین کشور خریدار (قابل اتکا در سطح جهانی). تمرکز اصلی بر مدیریت ریسکهای ناشی از تحریمهای بینالمللی و پیچیدگیهای انتقال پول. محدودیت پوشش ریسکهای معمول به دلیل پیچیدگیهای عملیاتی ناشی از تحریمها.
سهولت دسترسی و شفافیت دسترسی آسان به خطوط اعتباری صادراتی و بیمههای استاندارد بینالمللی (مانند OECD) با فرآیندهای شفاف. فرآیندهای بوروکراتیک و وابسته به تأییدیههای متعدد دولتی؛ شفافیت کمتر در نرخها و شروط بیمهنامه. بوروکراسی و وابستگی بیش از حد به ساختارهای دولتی که سرعت عمل را کاهش میدهد.
حمایت از صنایع نوپا حمایت فعال از صادرات محصولات با ارزش افزوده بالا و نوآورانه. حمایت غالباً متمرکز بر کالاهای سنتی یا صادراتی با حجم بالا. عدم تمرکز کافی بر ریسکپذیری برای صادرات فناوریمحور که نیاز به پوشش ریسک بالاتری دارند.
جمعبندی و تعریف گام بعدی
نتیجهگیری: شکاف اصلی ایران در تجارت جهانی نه تنها در عضویت حقوقی (WTO) بلکه در کارآیی ابزارهای عملیاتی (پوشش ریسک) است. مدلهای ترکیه و امارات از یکپارچگی ساختارهای حقوقی و مالی بهره میبرند که ریسک را برای صادرکنندگان به حداقل میرساند.
گام بعدی پیشنهادی:
برای حرکت رو به جلو، باید یک مدل پیشنهادی برای “تسهیل تجارت با تمرکز بر کاهش ریسک” ارائه دهیم. این امر نیازمند بررسی دقیقتر راهکارهای عملی برای دور زدن یا مدیریت ریسکهای خاص است.
به نظر شما، آیا باید در این مرحله بر روی سیاستهای تعرفهای/تنظیمی تمرکز کنیم تا از صنایع داخلی در برابر رقابت WTO حمایت شود، یا بر توسعه مکانیزمهای پرداخت و بیمه جایگزین برای تسهیل صادرات فعلی؟
اینکه هر دو جنبه مورد توجه قرار گیرند، قطعاً رویکردی جامعتر و قویتر برای توسعه تجارت خواهد بود. شما کاملاً درست میگویید؛ زیرساختهای حقوقی/تعرفهای (WTO) و ابزارهای عملیاتی (پوشش ریسک) باید مکمل یکدیگر باشند.
پیشنهاد من برای برنامهریزی گامبهگام (به دلیل محدودیت دسترسی به دادههای خارجی):
ما میتوانیم این دو حوزه را به صورت متوالی در دو مرحلهی جداگانه با استفاده از ابزار canvas (برای تولید گزارش مستند) بررسی کنیم:
برنامه اقدام دو مرحلهای پیشنهادی:
مرحله ۱: تمرکز بر ساختار حقوقی و تعرفهای (WTO/تنظیم بازار)
در این مرحله، ما یک سند تحلیلی ایجاد میکنیم که بر روی “تأثیر عدم عضویت کامل در WTO بر تعرفههای حمایتی و رقابتپذیری کالاهای کلیدی ایران” تمرکز خواهد کرد. این سند به ما کمک میکند تا ببینیم در غیاب مکانیزمهای WTO، دولت ایران چه نوع سیاستهای تعرفهای (واردات و صادرات) را باید اتخاذ کند تا صنایع داخلی آسیب نبینند.
مرحله ۲: تمرکز بر ابزارهای عملیاتی (پوشش ریسک و اعتبارات صادراتی)
پس از مستندسازی بخش ساختاری، گزارش دوم بر “طراحی یک مدل پیشرفته برای بیمه و اعتبارات صادراتی جایگزین” متمرکز خواهد شد که بتواند خلاءهای موجود در مقایسه با ترکیه و امارات را پر کند.
بسیار عالی. این رویکردی هوشمندانه است. ابتدا مؤلفههای کلیدی را مرور میکنیم و سپس خلاصهای پرمغز در همینجا ارائه میدهیم تا سریعتر به نتیجه برسیم.
آموزش کوتاه مؤلفههای کلیدی (مرحله ۱: ساختار حقوقی و تعرفهای)
تمرکز ما بر روی این است که یک کشور (مانند ایران) در غیاب عضویت کامل در WTO، چگونه باید ساختار تجارت خارجی خود را تنظیم کند تا از منافع ملی دفاع نماید.
تعرفههای اعمالی (Applied Tariffs):
در WTO، کشورها متعهد میشوند که تعرفههای خود را از سقف معینی (Bound Tariffs) بالاتر نبرند. اگر کشوری عضو نباشد، میتواند تعرفههای بسیار بالاتری را به صورت یکجانبه اعمال کند. این به عنوان یک سپر حفاظتی عمل میکند.
اصل دولت کامل مُعاملاتی (MFN - Most-Favored-Nation):
WTO تضمین میکند که یک کشور با همه اعضا باید با رفتار یکسان (بدون تبعیض) برخورد کند. ایران در معاملات دوجانبه خود این اصل را به صورت محدود اعمال میکند، اما فاقد ضمانت اجرایی جهانی است.
تسهیل تجارت (Trade Facilitation):
WTO استانداردهایی برای سادهسازی رویههای گمرکی، شفافیت قوانین و کاهش کاغذبازی دارد. فقدان عضویت باعث میشود که اجرای این استانداردها اختیاری و اغلب ناکارآمد باشد.
خلاصه تحلیلی پرمغز (مستقیماً در پاسخ)
عنوان: چالش ساختاری تجارت ایران: تدابیر حمایتی در غیاب عضویت کامل در WTO
حوزه تمرکز وضعیت فعلی (عدم عضویت WTO) راهکار کلیدی پیشنهادی (بدون ابزار جستجو)
سپر حفاظتی امکان اعمال تعرفههای حمایتی بالاتر و غیرقابل پیشبینی برای حمایت از صنایع داخلی. تدوین یک ساختار تعرفهای پلکانی هوشمند: تعرفههای بالاتر برای کالاهای مصرفی مشابه داخلی و تعرفههای پایینتر برای ماشینآلات و مواد اولیه استراتژیک (که جایگزین داخلی ندارند).
رقابتپذیری و شفافیت عدم وجود مرجع حل اختلاف معتبر بینالمللی و ریسک بالا در رویههای گمرکی. ایجاد “پنجره واحد ملی” اجباری: الزام تمامی سازمانهای مرتبط با صادرات/واردات (گمرک، استاندارد، سازمان توسعه تجارت) به ارائه خدمات صرفاً از طریق یک پلتفرم واحد و دیجیتال برای کاهش بوروکراسی.
تعهدات متقابل عدم توانایی در استفاده از اهرمهای متقابل WTO برای مجبور کردن طرفهای تجاری به رعایت تعهداتشان. تقویت پیمانهای تجاری دوجانبه (Bilateral Agreements): تمرکز بر عقد قراردادهای استراتژیک با کشورهایی که مکمل اقتصاد ایران هستند (مانند کشورهای همسایه و اوراسیا) با تعهدات شفاف و قابل اجرا
این خلاصه نشان میدهد که در فقدان چارچوب WTO، دولت باید نقش فعالتری در تنظیم تعرفهها، دیجیتالیسازی فرآیندها و تقویت روابط دوجانبه ایفا کند تا شکافهای موجود پر شوند.
نقاط کلیدی تأثیر عدم عضویت در WTO بر تسهیل تجارت ایران متمرکز است:
حفاظت تعرفهای غیرمتوازن: عدم عضویت کامل در سازمان تجارت جهانی، ایران را از تعهدات سختگیرانه بینالمللی (سقف تعرفهها) رها میسازد، که این امر به دولت اجازه میدهد تا از صنایع داخلی در برابر رقابت خارجی با تعرفههای بالاتر حمایت کند. با این حال، این عدم تقارن، ریسک ورود کالاهای غیرضروری را افزایش داده و ناکارآمدی تولید داخلی را پنهان میکند.
نبود مرجع حل اختلاف: بزرگترین چالش حقوقی، عدم دسترسی به مکانیسم حل اختلاف WTO است. این بدان معناست که در صورت اعمال محدودیتهای تجاری ناعادلانه (مانند تعرفههای تلافیجویانه) توسط سایر کشورها علیه ایران، هیچ مرجع بینالمللی الزامآوری برای بازنگری وجود ندارد، و اتکای ما صرفاً بر مذاکرات دوجانبه و سیاسی خواهد بود.
تسهیل تجارت در سطح ملی: استانداردهای جهانی WTO برای سادهسازی فرآیندهای گمرکی، شفافیت اسناد و پذیرش اسناد الکترونیکی، در ایران بهصورت داوطلبانه و پراکنده اجرا میشوند. این نقص سیستمی منجر به بوروکراسی پیچیده، تأخیر در ترخیص کالا و افزایش هزینههای غیرمستقیم برای صادرکنندگان و واردکنندگان میشود.
ابهام در رفتار متقابل (MFN): در غیاب توافقنامههای چندجانبه، ایران ناگزیر است که تسهیلات تجاری خود را به صورت موردی از طریق توافقنامههای دوجانبه با شرکای استراتژیک (مانند همسایگان یا کشورهای عضو اتحادیههای منطقهای) تضمین کند. این امر، مقیاس و سرعت دسترسی به بازارهای جهانی را به شدت محدود میسازد.
نتیجهگیری راهبردی: برای جبران این کمبود ساختاری، ایران باید همزمان از اختیارات تعرفهای خود برای محافظت دقیق استفاده کند و هم بر اجرای الزامات داخلی شفافیت و دیجیتالیسازی (پنجره واحد) تمرکز نماید تا حداقل زیانهای ناشی از نبود ضمانتهای بینالمللی در عملیات روزمره تجارت به حداقل برسد.
مدل استاندارد جهانی (ترکیه/امارات): کشورهای پیشرو در پوشش ریسک صادراتی، مانند ترکیه و امارات، از نهادهای قدرتمند و چابکی (مانند TMB و ECAs منطقهای) استفاده میکنند که پوشش گستردهای از ریسکهای سیاسی (مانند تحریمها و مصادره)، ریسکهای اعتباری خریدار و ریسکهای تجاری را به صورت همزمان و با سرعت بالا ارائه میدهند و به سادگی با سیستمهای مالی جهانی لینک میشوند.
مدل فعلی ایران (بیمه و اعتبارات صادراتی ایران): ساختار حمایتی ایران عمدتاً بر بیمه ریسکهای تجاری متمرکز است و به دلیل ملاحظات ژئوپلیتیک و تحریمها، پوششدهی ریسکهای سیاسی و اعتباری خریداران خارجی (به ویژه در بازارهای غیرقابل اتکا) به شدت محدود یا غیرفعال است. این امر، اتکای صادرکننده ایرانی را به تواناییهای مالی داخلی یا روشهای پرریسک مانند “اعتبار اسنادی با پشتوانه داخلی” افزایش میدهد.
شکاف عملیاتی کلیدی: شکاف اصلی نه در وجود ابزار، بلکه در “قابلیت اجرا و دامنه پوشش” است. مدلهای رقیب (ترکیه/امارات) از زیرساخت مالی جهانی برای تضمین معاملات در مقیاس بزرگ بهره میبرند، در حالی که ابزارهای ایران اغلب با پیچیدگیهای بوروکراتیک و عدم پذیرش ریسکهای کلان ناشی از تحریمها در سطح بینالمللی مواجه هستند، که این امر مزیت رقابتی صادرکننده ایرانی را تضعیف میکند.
درخواست شما برای رفع مشکلات ساختاری و دستیابی به قدرت اقتصادی بیسابقه در تاریخ، نیازمند یک استراتژی چندوجهی و بلندمدت است که فراتر از ابزارهای صرفاً تجاری و فنی است و باید ابعاد سیاسی، دیپلماتیک و اصلاحات ساختاری داخلی را در بر گیرد.
به عنوان یک هوش مصنوعی، نمیتوانم مستقیماً سیاستهای دولت یا چگونگی دور زدن تحریمها را تعیین کنم، اما میتوانم مسیرهای استراتژیکی را که اغلب توسط کارشناسان برای تقویت قدرت ملی در شرایط کنونی پیشنهاد میشود، بر اساس تحلیل مدلهای اقتصادی موفق، در سه محور کلیدی تبیین کنم:
۱. اصلاحات ساختاری و تقویت دیپلماسی اقتصادی
اصلاحات نظام تعرفهای و گمرکی (بهرهگیری از اختیارات تعرفهای): به جای تکیه صرف بر تعرفههای بالا، باید تعرفهها را هوشمند و پلکانی کرد. تعرفههای بالا برای کالاهای مصرفی وارداتی اعمال شود تا رقابت در داخل حفظ شود، اما تعرفه بر مواد اولیه، تجهیزات سرمایهای و تکنولوژیهای حیاتی که تولید داخلی را تقویت میکنند، به شدت کاهش یابد. این کار، هزینه تولید را برای صنایع مولد پایین میآورد.
دیپلماسی اقتصادی منطقهای: تقویت روابط با سازمانهای منطقهای مانند اتحادیه اقتصادی اوراسیا (EAEU)، شانگهای و پیمانهای دوجانبه (مانند چین و روسیه) برای ایجاد مناطق آزاد تجاری عمیق و ایجاد مسیرهای تجاری جایگزین که کمتر تحت تأثیر قوانین یکجانبه قرار گیرند. این امر وابستگی به مسیرهای سنتی را کاهش میدهد.
بهینهسازی و کوچکسازی دولت: کاهش بوروکراسی مزمن و شفافسازی قوانین کسبوکار (همان مفهوم “پنجره واحد ملی” که قبلاً ذکر شد) برای کاهش هزینههای معاملاتی (Transaction Costs) که یک مانع بزرگتر از تعرفهها در تجارت است.
تقویت ابزارهای پوشش ریسک و دور زدن محدودیتها
استفاده از ارزهای غیردلاری و زنجیره پرداخت جایگزین: گسترش استفاده از ارزهای ملی (مانند ریال-یوان یا ریال-روپیه) و توسعه مکانیزمهای پرداخت بر بستر شبکههای داخلی و منطقهای برای کاهش آسیبپذیری در برابر تحریمهای مالی غرب.
توسعه بیمه ریسکهای سیاسی داخلی: نهادهای بیمهای داخلی باید با همکاری دولت، پوششهای بیمهای قویتری برای صادرکنندگان در برابر ریسکهای سیاسی (مانند مسدود شدن منابع یا برگشت محموله به دلیل تغییرات سیاسی در کشور طرف مقابل) ارائه دهند تا صادرکنندگان انگیزه بیشتری برای ورود به بازارهای پرریسکتر اما پرمنفعت پیدا کنند.
تمرکز بر کالاهای غیرقابل جایگزین: تمرکز استراتژیک صادرات بر محصولاتی که مزیت مطلق یا نسبی بسیار قوی دارند و جایگزینی آنها در بازارهای جهانی دشوار است (مانند برخی محصولات پتروشیمی، فرآوردههای خاص یا خدمات فنی-مهندسی)، زیرا قدرت چانهزنی در این بخشها بالاتر است.
۳. ایجاد یک زیرساخت اقتصادی انعطافپذیر (Resilience)
تنوعبخشی به منابع انرژی و تأمین: ایجاد ذخایر استراتژیک برای جلوگیری از آسیبپذیری ناشی از هرگونه اختلال در زنجیرههای تأمین حیاتی (به ویژه مواد اولیه صنعتی و دارو).
سرمایهگذاری در فناوریهای پسا-تحریم: هدایت سرمایهگذاریها به سمت تحقیق و توسعه (R&D) برای دستیابی به خودکفایی در تکنولوژیهای حساس و دور زدن وابستگی به قطعات و نرمافزارهای خارجی که اغلب اهداف تحریم قرار میگیرند.
رسیدن به جایگاه “قویترین در جهان و تاریخ” نیازمند تعادل میان حفاظت هوشمندانه از تولید داخلی و جذب حداکثری سرمایهگذاری و تکنولوژی خارجی از طریق دیپلماسی فعال است، در حالی که یک زیرساخت مالی و تجاری مقاوم در برابر فشارهای خارجی ساخته میشود.
آیا مایلید در مورد هر یک از این محورها، به ویژه چگونگی اجرای “پنجره واحد ملی” یا توسعه پیمانهای تجاری منطقهای، بیشتر توضیح دهم؟
نه توضیح ندهید فقط کل کلمات کلیدی مرتبط با آن را بگویید
بسیار خوب، در اینجا کلمات کلیدی اصلی مرتبط با
استراتژیهای تقویت اقتصادی و دور زدن محدودیتها در سه محور ذکر شده آمده است:
محور استراتژیک کلمات کلیدی اصلی
۱. اصلاحات و دیپلماسی اقتصادی تعرفه هوشمند، سرمایهای، دیپلماسی منطقهای، EAEU، پنجره واحد ملی، شفافیت، هزینههای معاملاتی.
۲. پوشش ریسک و دور زدن محدودیتها ارز ملی، شبکه پرداخت جایگزین، بیمه ریسک سیاسی، اعتبار اسنادی داخلی، مزیت نسبی، کالاهای غیرقابل جایگزین.
۳. زیرساخت انعطافپذیر تنوعبخشی زنجیره تأمین، ذخایر استراتژیک، R&D، خودکفایی تکنولوژیک، پسا-تحریم.
چگونه ایران را فعال ترین و ثروتمندترین و قویترین بازیگر تجاری مسیرهای جهانی کنیم ؟ کوتاه ابتدا در سه کلمه و سپس سه پاراگراف
برای فعالترین، ثروتمندترین و قویترین بازیگر تجاری شدن در مسیرهای جهانی، سه کلمه کلیدی عبارتند از:
نفوذ، نوآوری، انسجام.
در دنیای تجارت جهانی، قدرت صرفاً بر مبنای حجم صادرات اندازهگیری نمیشود، بلکه بر پایه نفوذ ساختاری در زنجیرههای ارزش جهانی تعریف میگردد. ایران برای دستیابی به این هدف باید از نقش صرفاً تأمینکننده مواد خام خارج شده و به یک هاب منطقهای برای تولید محصولات با ارزش افزوده تبدیل شود. این امر مستلزم سرمایهگذاری هدفمند در صنایعی است که پتانسیل صادراتی غیرقابل جایگزین دارند و ایجاد شبکههای لجستیکی و مالی منطقهای است که بتواند اثر تحریمهای مالی را بیاثر سازد. نفوذ در بازارهای نوظهور و تثبیت جایگاه به عنوان شریک تجاری قابل اعتماد در اتحادیههای منطقهای، سنگ بنای این قدرت خواهد بود.
دومین رکن حیاتی، نوآوری در محصولات، خدمات و مدلهای کسبوکار است. ثروتآفرینی پایدار از دل نوآوری بیرون میآید؛ اقتصادی که صرفاً بر مزیتهای منابع طبیعی تکیه کند، در برابر نوسانات بازار آسیبپذیر است. ایران باید با تخصیص منابع به تحقیق و توسعه، نه تنها در حوزههای سنتی خود پیشرفت کند، بلکه در بخشهای جدید مانند بیوتکنولوژی، فناوریهای انرژی پاک، و خدمات فنی-مهندسی که قابلیت صادرات بینالمللی دارند، پیشرو شود. این نوآوری باید از طریق سادهسازی فرآیندهای ثبت اختراع و ارائه مشوقهای مالی قوی به شرکتهای دانشبنیان، به یک فرهنگ ملی تبدیل شود.
در نهایت، رسیدن به اوج قدرت تجاری نیازمند انسجام ملی و زیرساختی است. این انسجام به معنای هماهنگی کامل بین سیاستهای مالی، گمرکی، دیپلماتیک و صنعتی است. یکپارچهسازی کامل بوروکراسیهای داخلی (پنجره واحد ملی واقعی)، ثبات در قوانین تجارت خارجی، و اعتماد متقابل بین بخش دولتی و خصوصی، امکان اجرای سریع و مؤثر استراتژیهای بلندمدت را فراهم میکند. تنها زمانی که تمامی ارکان اقتصادی کشور در جهت اهداف تجاری واحد حرکت کنند، ایران میتواند به عنوان یک بازیگر قدرتمند و پیشبینیپذیر در سطح جهانی ظاهر شود.
تولید کالای باکیفیت رقابتی (برای صادرات و کاهش واردات).
مدیریت دقیق نقدینگی برای ریشهکن کردن تورم مزمن.
توسعه مهارتها و آموزش (مثل دانشجویان آیندهساز) برای افزایش بهرهوری نیروی کار...چگونه این مهم را محقق کنیم؟
درود بر شما. شما به سه رکن اساسی برای توسعه اقتصادی پایدار اشاره کردید: تولید رقابتی و صادراتمحور، مدیریت نقدینگی و کنترل تورم، و سرمایهگذاری در سرمایه انسانی (آموزش و مهارتها).
اینها موضوعاتی بسیار مهم و پیچیده در حوزه اقتصاد کلان هستند که اجرای موفقیتآمیز آنها نیازمند یک استراتژی ملی منسجم و بلندمدت است. من هر یک از این موارد را به تفکیک و با ارائه راهکارهای کلیدی توضیح میدهم.
۱. تولید کالای باکیفیت رقابتی (برای صادرات و کاهش واردات)
هدف اصلی در این بخش، افزایش “ارزش افزوده” تولید داخلی و توانایی رقابت در بازارهای جهانی است.
راهکارها:
تمرکز بر مزیتهای نسبی و دانشبنیان:
شناسایی حوزههای برتر: به جای تولید کالاهای ساده و با حاشیه سود کم (که اغلب در برابر واردات ضعیف عمل میکنند)، باید سرمایهگذاریها به سمت صنایع با دانش و فناوری بالا (مانند قطعات پیشرفته، نرمافزار، بیوتکنولوژی، یا ماشینآلات تخصصی) هدایت شود.
حمایت از شرکتهای دانشبنیان: ارائه مشوقهای مالیاتی، دسترسی آسان به وامهای کمبهره و تسهیل مقررات برای شرکتهایی که تحقیق و توسعه (R&D) قوی دارند.
بهبود محیط کسبوکار و زیرساختها:
کاهش بوروکراسی: سادهسازی فرآیندهای اخذ مجوز، ثبت شرکت و صادرات.
تأمین انرژی و لجستیک: اطمینان از دسترسی تولیدکنندگان به انرژی پایدار و ارزان (در مقایسه با رقبا) و بهبود شبکههای حمل و نقل و گمرکات برای کاهش هزینههای صادرات.
استانداردسازی و کیفیت:
تطبیق با استانداردهای جهانی: الزام و حمایت از تولیدکنندگان برای دریافت گواهینامههای بینالمللی (مانند ISO) تا کالاهای ایرانی در بازارهای هدف پذیرفته شوند.
استفاده از فناوریهای نوین (صنعت ۴): تشویق کارخانهها به استفاده از اتوماسیون و هوش مصنوعی برای افزایش کیفیت و کاهش ضایعات.
۲. مدیریت دقیق نقدینگی برای ریشهکن کردن تورم مزمن
تورم مزمن اغلب ناشی از عدم توازن بین حجم پول در جامعه و حجم کالاها و خدمات قابل دسترس است. مدیریت نقدینگی توسط بانک مرکزی حیاتی است.
راهکارها:
استقلال و اقتدار بانک مرکزی:
کنترل کسری بودجه دولت: ریشه اصلی تورم در بسیاری از اقتصادها، تامین کسری بودجه دولت از طریق چاپ پول (استقراض مستقیم یا غیرمستقیم از بانک مرکزی) است. موفقیت در این زمینه منوط به انضباط مالی دولت و واقعیسازی قیمتها و یارانهها است.
استفاده مؤثر از ابزارهای پولی: افزایش نرخ بهره واقعی (نرخی بالاتر از تورم مورد انتظار) برای جذابتر کردن پسانداز و کاهش تقاضای سفتهبازانه برای پول نقد.
عمقبخشی به بازار سرمایه:
هدایت پساندازها: به جای انباشت نقدینگی در بانکها یا بازار ارز، باید سازوکارهایی ایجاد شود که نقدینگی به سمت بازار سرمایه (سهام، اوراق قرضه، صندوقهای سرمایهگذاری) هدایت شود. این امر به جای تزریق مستقیم پول به مصرف، آن را به سرمایهگذاری مولد تبدیل میکند.
ثبات نرخ ارز:
جلوگیری از شوکهای ارزی: نوسانات شدید نرخ ارز، به ویژه در اقتصادهای وابسته به واردات، مستقیماً به قیمت تمامشده کالاها منتقل شده و تورم را شعلهور میکند. ثبات در این حوزه نیازمند ذخایر کافی و اعتماد عمومی به سیاستهای اقتصادی است.
۳. توسعه مهارتها و آموزش (دانشجویان آیندهساز) برای افزایش بهرهوری
نیروی کار ماهر، ستون اصلی تولید رقابتی است. تفاوت یک کارگر ماهر در ژاپن یا آلمان با یک کارگر کممهارت، در بهرهوری و ارزش افزوده تولیدی آنهاست.
راهکارها:
اصلاح بنیادین آموزش عالی:
همسویی با نیاز بازار: دانشگاهها و مراکز آموزش فنی و حرفهای باید ارتباط تنگاتنگی با بخش صنعت برقرار کنند. رشتههایی که بازار کار ندارند باید بازنگری شوند و رشتههای مورد نیاز (مانند برنامهنویسی تخصصی، مهندسی مواد پیشرفته، مهندسی صنایع و انرژیهای تجدیدپذیر) تقویت شوند.
تأکید بر یادگیری عملی: افزایش دورههای کارآموزی اجباری، پروژهمحور بودن دروس و استفاده از اساتید مدعو از صنعت.
آموزش فنی و حرفهای (مهارتآموزی سریع):
تغییر نگاه اجتماعی: ارتقاء اعتبار آموزشهای فنی و حرفهای به عنوان مسیرهای شغلی با درآمد بالا.
آموزش حین کار (On-the-Job Training): اعطای مشوقهای مالیاتی به شرکتها برای سرمایهگذاری در آموزش کارکنان فعلی و بهروزرسانی مهارتهای آنها با فناوریهای جدید.
تشویق به نوآوری فردی و کارآفرینی:
پرورش “دانشجویان آیندهساز”: به جای تمرکز صرف بر کارمندی، باید فرهنگ ریسکپذیری کنترلشده و کارآفرینی در دانشگاهها ترویج یابد. این امر نیازمند حمایتهای اولیه (سرمایه بذری) و کم کردن موانع قانونی برای شروع کسبوکارهای جدید است.
جمعبندی:
محقق ساختن این اهداف نیازمند هماهنگی سهگانه است:
دولت: باید از طریق انضباط مالی (مدیریت نقدینگی) و سیاستگذاریهای درست (تولید)، زمینه را فراهم کند.
بخش خصوصی: باید با سرمایهگذاری در کیفیت و فناوری، پاسخگوی تقاضای جهانی باشد.
نظام آموزشی: باید نیروی انسانی مورد نیاز این اقتصاد جدید را تربیت کند.
میتوانیم روی یکی از این سه محور تمرکز کنیم و جزئیات بیشتری از ابزارهای سیاستی مورد نیاز برای تحقق آن را بررسی کنیم. مثلاً، آیا بیشتر درباره ابزارهای دقیق بانک مرکزی برای کنترل نقدینگی بدانید یا نحوه حمایت از شرکتهای صادراتی؟
رئیس سازمان ملی استاندارد ایران:
راهاندازی رشته دانشگاهی مدیریت استاندارد ضروری است
موضوعات :سازمان ها و نهاد هاسازمان ملی استاندارد ایراندوشنبه ۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۸:۵۸
رئیس سازمان ملی استاندارد ایران درشورای راهبری بر لزوم راهاندازی رشته مدیریت استاندارد در دانشگاهها تأکید کرد.
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی دولت، فرزانه انصاری امروز در نشست راهبری سازمان ضمن بیان مطلب فوق اظهار داشت: ورود مباحث مختلف علمی و فنی استاندارد در رشتههای دانشگاهی ضروری است و میتواند کمک مؤثری برای ارتقای سطح کیفی تولیدات و خدمات بر پایه علم و دانش روز باشد.
وی افزود: سازمان ملی استاندارد ایران همکاریهای علمی و پژوهشی خوبی را با دانشگاههای مختلف کشور شروع و در دستور کار قرار داده است.
رئیس سازمان ملی استاندارد ایران در بخش دیگری از سخنان خود به اهمیت و تأثیرگذاری جایزه ملی کیفیت در کشور اشاره کرد و گفت: لازم است برای توسعه فرهنگ کیفیت در جامعه از بنگاههای تولیدی و اقتصادی که در سطح مطلوبی از استاندارد قرار دارند و این جایزه ملی را دریافت کردهاند، مورد حمایت و تشویق قرار گیرند.
وی افزود: معرفی مناسب این بنگاههای تولیدی استاندارد میتواند الگوی خوبی برای توسعه نظام استاندارد و کیفیت کالاها و خدمات در کشور باشد.
فرزانه انصاری با تأکید بر تهیه و انتشار تولیدات رسانهای هنرمندانه برای کمک به ارتقای فرهنگ استاندارد در کشور خاطرنشان کرد: استفاده از ظرفیت رسانهها راهکار مناسبی برای معرفی تولیدات و خدمات استاندارد به جامعه است.
همچنین در این نشست در خصوص تفاهمنامه همکاری سازمان با معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاست جمهوری، تشکیل شورای سیاستگذاری ارتباطی و اطلاعرسانی، ارزیابی برگزاری جایزه ملی کیفیت و ساختار تشکیلاتی سازمان ملی استاندارد ایران بحث و تبادل نظر شد.
فیلم درمانی یا سینما تراپی شیوهای نوین از سایکودراما یا درام درمانی محسوب میشود؛ این روش بهعنوان شاخهای از راهکار کتاب درمانی نیز شناخته شده است که در آن بیمار بهجای انجام راهکارهایی مانند خواندن کتاب به مشاهده یک فیلم سینمایی مینشیند...
یک تیر و دو نشان
فیلم و درمان با یک ویزیت
سینمادرمانی به عنوان فرآیندی شناختهشده برای ارتقای سلامت روان، توسط رواندرمانگرها برای برخی از بیماران تجویز میشود. اما سوال اینجاست که این شیوه چگونه میتواند در مسیر بهبود سلامت روانی گام بردارد؟
به گزارش عصرایران به نقل از ستاد خبری سومین جشنواره فیلم سلامت، همان اندازه که دنیای امروزی با ناهنجاریها و مشکلات جدید و البته پیچیده روبهرو است، علم و فناوری نیز در این میدان بیکار ننشسته و پرده از راه و روشهای جدید و کارآمد برای رویارویی بشر با مشکلات و بیماریهای پیچیده برمیدارد. در یک کلام به همان میزان که ابعاد جدیدی از روح و روان آدمی کشف میشود، راههایی برای ارتقای سلامت روان و علاج بیماریهای مبتلابه روح و روان نیز فراروی درمانجویان و درمانگران قرار میگیرد.
هر 8 ساعت یک دوز «سینما»
در اینکه روشهای درمانی نسبت به گذشته ساختاری پیچیدهتر و توسعهیافتهتر پیدا کرده است، تردیدی نیست، اما بهره بردن از تماشای یک فیلم سینمایی به مثابه روشی برای درمان، میتواند در نوع خود جالب توجه باشد. سینمادرمانی یا فیلمدرمانی، فرآیندیست که یک درمانگر، فیلمی را تجویز میکند تا بیمار به وسیله تماشای آن فیلم، خود را کشف کند.
گرچه بعضی از درمانگرها تمرکز خود را در حوزه سینما در نظر می گیرند، اما فیلمها به مدت طولانی ابزاری برای کمک به افرادی بهشمار میرود که در درمان به اهداف خود دست یافتهاند. انواع مختلف برای تعاریف سینمادرمانی وجود دارد، به عنوان مثال، انیستیتو شیکاگو به کمک تصاویر متحرک (CIMI) به افرادی که در معرض افسردگی یا سایر بیماریهای روانپزشکی جدی هستند، از جمله اسکیزوفرنی یا آمنیازی، به منظور نوشتن، تولید و کارگردانی فیلمهای خودشان کمک می کند.
تاریخ سینمادرمانی
درک سابقه استفاده از فیلمها به عنوان درمان، ممکن است به درک بهتر ما از چگونگی سازوکار این روش درمانی کمک کند. مفهوم استفاده از تماشای فیلم به عنوان یک درمان جدید نیست. در حقیقت، فیلمها از زمانی که ابتدا تصور می شدند، به عنوان درمان استفاده میشود.
سینما چه در رویکرد صنعتی و چه در رویکری تجاری خود و چه در رویکرد مستقل از سرمایه و به قصد آفرینش هنری صرف، رابطهای تنگاتنگ با خواست های درونی انسان دارد؛ در رویکرد اول با خواسته « دیگران » و در رویکرد دوم با خواهش «خود» فیلمساز.
آفرینش فانتزیوار واقعیتهای دست نیافتنی، بازآفرینی کاذب و جعلی واقعیت و تقلیل و تحدید نگاه به چینش های محدود درون قاب، بخش مهمی از گوهر وجود سینما خوانده میشود. با آن که چینشهای محدود درون قاب، بخش مهمی از گوهر وجودی سینما بهشمار میآید. با آن که سینما ابزار مناسبی برای نمایش نابسامانی های روانی است، اما این که بتواند به شکلی فراگیر و با دلایلی مستند و علمی به عنوان یک ابزار درممانگر مورد استفاده قرار گیرد، مقولهای نسبتاً نوپا و قابل تأملی قلمداد میشود. «یونگ» میگوید: «سینما مثل قصههای کارآگاهی، ما را قادر میسازد تا بدون در افتادن به خطر، همه هیجانها و احساسات فانتزیایی را که در روزگار بشری واپسزده شده است را تجربه کنیم».
همانطور که همه ما می دانیم، بسیاری از چیزها لزوما به درمانگر نیاز ندارند تا درمان شوند که در این بین تماشای فیلم یکی از آنهاست. تقریبا هر نوع از این شیوه درمان می تواند بدون وجود یک درمانگر انجام شود. با این حال، این روش به صورت یک درمان واقعی در نظر گرفته نمی شود. به هرحال، حضور ما در دنیای فانتزی یا نزدیک به واقعیت که در بستر فیلم پدیدار میشود، میتواند تجربهای منحصربهفرد برای مخاطبان و بازکشف خود در راستای پیدا کردن راهکاری برای کاستیها و مشکلات درونی باشد.
مترجم: شهاب خروشان/ منابع: سایکو سینما تو گرافی تا سینما تراپی
هنردرمانی
پذیرش24
https://www.paziresh24.com
انواع دمنوش هایی که معجزه برای کاهش استرس و آرامش اعصاب هستند | پذیرش۲۴
meldcenter.com
https://meldcenter.com
با مواد غذایی آرامش بخش آشنا شویم - مرکز بیماریهای کبدی خاورمیانه
موزیکدل
https://musicdel.ir
دانلود آهنگ دلبر جان از شهاب مظفری (دوست دارم ببینمت هی دلبر جان)
موزیکدل
https://musicdel.ir
دانلود اهنگ لالایی زود میرسی آروم بخواب مازیار فلاحی MP3
دانلود وان موزیک
https://download1music.ir
دانلود آهنگ محمد رضا رامضی حالم بهتره (بهترین کیفیت) + متن اهنگ
موزیک ویرال
https://musicviral.ir
دانلود آهنگ حالم از این بهتر نمیشه حالا که نیستی MP3 کیفیت اصلی
music-doni.ir
https://music-doni.ir
دانلود آهنگ حالم خیلی خوبه الان فقط تو رو کم داره ساسی همراه متن ترانه از موزیک دونی
موزیکدل
https://musicdel.ir
دانلود اهنگ همین که الان خوبه حالم بابک جهانبخش MP3
مختلف موزیک
https://mokhtalefmusic.com
دانلود آهنگ امیر عظیمی حالم خوبه با کیفیت 320 128
دانلود وان موزیک
https://download1music.ir
دانلود آهنگ حالم خوبه با تو حجت اشرف زاده زیبای من/ زیبای منی باتو نفسای
سویل موزیک
https://sevilmusics.com
دانلود آهنگ مازیار فلاحی سیو (عاشق روزای خوبم عاشق بودن کنارت)
متن آهنگ حالم خوبه با تو حجت اشرف زاده زیبای من/ زیبای منی باتو نفسای
لبخند بی دلیل زیباییِ اصیل
شب گریه های مست صبح خمار من
معنی بیت ” سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز “
ادبیات 2 دیدگاه
درباره معنی و مفهوم شعر سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز ، مرده آن است که نامش به نکویی نبرند
سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز
در ادامه با معنی و مفهوم این بیت از سعدی آشنا می شوید. با دانشچی همراه باشید.
معنی بیت سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز
1- یعنی همیشه از انسان های بزرگ به نیکی یاد می شود حتی اگر جسم آنها در این دنیا نباشد، آثار آنها همچنان باقی مانده و با مرگشان هیچ گاه یاد و خاطرشان فراموش نمی گردد.
مانند امام حسین علیه السلام که چندین قرن است که شهید شده و از وجود ایشان محروم گشته ایم اما همچنان نام زیبایشان بر زبان ها جاری است گویی هیچ گاه نمرده اند.
از طرف دیگر، مرده واقعی کسی است که طوری زندگی کند که مردم هیچ گاه از او به نیکویی یاد نکنند؛ مانند شمر، یزید، معاویه و ظالمان دیگری که هرگاه یادی از آنها می شود لعن و نفرین های مردم سویشان روانه می گردد!
2- انسان های خوب هیچ گاه نمی میرند. حتی زمانی که از دنیا بروند یادشان زنده است و نامشان بلندآوازه است. در دانشچی
3- در این بیت، جناب سعدی مرده واقعی را کسی می داند که در زندگی طوری رفتار و عمل کرده که باعث بدنامی و بدآبرویی خویش گشته؛ مثل کسی که خلف وعده می کند، دروغ می گوید، دیگران را مسخره می کنند، به امانت های دیگران آسیب می رساند و… هیچ گاه مردم از این افراد به نیکی یاد نمی کنند چرا که اعمال و رفتار زشت اینها سبب بدنامی شان گشته است.
شعر کامل سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز
دنیی آن قدر ندارد که بر او رشک برند
یا وجود و عدمش را غم بیهوده خورند
نظر آنان که نکردند در این مشتی خاک
الحق انصاف توان داد که صاحبنظرند
عارفان هر چه ثباتی و بقایی نکند
گر همه ملک جهان است به هیچش نخرند
تا تطاول نپسندی و تکبر نکنی
که خدا را چو تو در ملک بسی جانورند
این سراییست که البته خلل خواهد کرد
خنک آن قوم که در بند سرای دگرند
دوستی با که شنیدی که به سر برد جهان
حق عیان است ولی طایفهای بیبصرند
ای که بر پشت زمینی همه وقت آن تو نیست
دیگران در شکم مادر و پشت پدرند
گوسفندی برد این گرگ معود هر روز
گوسفندان دگر خیره در او مینگرند
آن که پای از سر نخوت ننهادی بر خاک
عاقبت خاک شد و خلق بدو میگذرند
کاشکی قیمت انفاس بدانندی خلق
تا دمی چند که ماندهست غنیمت شمرند
گل بی خار میسر نشود در بستان
گل بی خار جهان مردم نیکوسیرند
سعدیا مرد نکو نام نمیرد هرگز
مرده آن است که نامش به نکویی نبرند
شعر از سایت گنجور
بیشتر بدانید: در مورد زندگینامهی سعدی
اختصاصی-دانشچی
≡≡مطالب پیشنهادی≡≡≡≡≡≡≡≡
معنی شعر پرورده عشق (نظامی گنجوی)
معنی شعر یار مهربان (عباس یمینی شریف)
منظور از ” همه چیز را همگان دانند ” چیست؟
منظور از جمله ” خداوند به دل ها و کردارتان می نگرد ” چیست؟
معنی بیت ” غلام چشم آن ترکم که در خواب خوش مستی “
تفاوت ضرب المثل و کنایه چیست؟
+4
مرکز تولید انواع امنیت به طور معمول به مرکز عملیات امنیت (SOC) اشاره دارد. SOC یک واحد متمرکز در یک سازمان است که مسئولیت نظارت و مدیریت رویدادهای امنیتی را بر عهده دارد و به طور مداوم وضعیت امنیتی سازمان را تحلیل و بررسی میکند. به عبارت دیگر، SOC یک تیم و زیرساخت است که برای شناسایی، پاسخ و پیشگیری از تهدیدات امنیتی سایبری در سازمانها فعالیت میکند.
وظایف اصلی یک مرکز عملیات امنیت (SOC) عبارتند از:
نظارت و پایش:
رصد مداوم شبکهها، سیستمها، و برنامههای کاربردی برای شناسایی فعالیتهای مشکوک.
تحلیل و ارزیابی:
تجزیه و تحلیل دادهها و لاگهای امنیتی برای شناسایی تهدیدات و آسیبپذیریها.
پاسخ به حوادث:
واکنش سریع به حوادث امنیتی و مدیریت آنها برای به حداقل رساندن آسیب.
پیشگیری:
شناسایی و رفع نقاط ضعف امنیتی برای جلوگیری از حملات در آینده.
گزارشدهی:
تهیه گزارشهای منظم از رویدادهای امنیتی و فعالیتهای SOC به مدیریت سازمان.
به طور کلی، SOC یک واحد حیاتی برای هر سازمان است که به دنبال حفاظت از داراییهای دیجیتال خود در برابر تهدیدات سایبری است.
Global Refuge
https://www.globalrefuge.org
شهرهای پناهگاه چیست؟
پلیس ایالتی و محلی همچنان قوانین کیفری ایالتی و محلی را اجرا می کند در برابر مهاجرانی که متهم به ارتکاب جرم در پناهگاه هستند حوزه قضایی. تاریخچه شهرهای مقدس
پناهگاه - ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
قانون پناهگاه: منطقه امن چیست؟ - مهدی کاردان
ایمنترین پناهگاه اتمی جهان به فروش میرسد
پناهگاه مکانی است مقاوم برای حفاظت افراد و/یا اشیاء ارزشمند در برابر آسیبهای ممکن در برابر بمباران بمب های سقوطی، توپخانه، سایز حملات یا بلایای طبیعی. پناهگاهها معمولاً زیر زمین ساخته میشوند ولی پناهگاههای سطحی مانند سنگرها عمدتا روی زمین ساخته می شوند
ارزیابی کیفیت امنیت کشور فرآیندی است که در آن میزان آمادگی و توانایی یک کشور برای مقابله با تهدیدات مختلف و حفظ امنیت ملی مورد سنجش قرار میگیرد. این ارزیابی شامل بررسی جنبههای مختلف امنیتی، از جمله تهدیدات داخلی و خارجی، آمادگی نظامی، امنیت سایبری، و پایداری اجتماعی است.
به طور کلی، ارزیابی کیفیت امنیت کشور شامل مراحل زیر است:
1. شناسایی تهدیدات:
ارزیابی تهدیدات داخلی (مانند تروریسم، جرایم سازمانیافته، ناآرامیهای اجتماعی) و تهدیدات خارجی (مانند تجاوز نظامی، حملات سایبری، جنگهای نیابتی) و تعیین میزان احتمال وقوع و تأثیر آنها.
2. ارزیابی آمادگی:
بررسی توانایی نیروهای نظامی، امنیتی، و اطلاعاتی کشور در مقابله با تهدیدات شناسایی شده، از جمله تجهیزات، آموزش، و استراتژیهای عملیاتی.
3. ارزیابی امنیت سایبری:
بررسی میزان آسیبپذیری زیرساختهای حیاتی کشور در برابر حملات سایبری و آمادگی برای مقابله با آنها.
4. ارزیابی پایداری اجتماعی:
بررسی میزان انسجام اجتماعی، رضایت عمومی، و توانایی کشور در مدیریت بحرانهای اجتماعی و اقتصادی.
5. ارزیابی مدیریت بحران:
بررسی توانایی کشور در مدیریت و واکنش به حوادث غیرمترقبه و بحرانهای طبیعی.
6. تدوین استراتژیهای امنیتی:
بر اساس نتایج ارزیابیها، تدوین استراتژیها و برنامههایی برای تقویت امنیت ملی و کاهش آسیبپذیریها.
7. پیادهسازی و نظارت:
اجرای برنامههای امنیتی و نظارت مستمر بر عملکرد آنها برای اطمینان از اثربخشی و به روز بودن اقدامات.
ارزیابی کیفیت امنیت کشور یک فرآیند مستمر است که برای حفظ و ارتقای امنیت ملی ضروری است و باید به طور دورهای تکرار شود تا با تغییر شرایط و تهدیدات همگام باشد.
تضمین کیفیت امنیت محله فرآیندی است که با استفاده از اقدامات و روشهای مختلف، سطح امنیت و ایمنی در یک محله را افزایش میدهد. این امر شامل ارزیابی مداوم وضعیت امنیتی، شناسایی نقاط ضعف، اجرای راهکارهای پیشگیرانه و واکنش به تهدیدات احتمالی است. تضمین کیفیت امنیت محله به منظور ایجاد فضایی امن و آرام برای ساکنان و کاهش وقوع جرایم و حوادث ناگوار انجام میشود.
برای تضمین کیفیت امنیت محله، میتوان از روشها و رویکردهای مختلفی استفاده کرد. برخی از این روشها عبارتند از:
افزایش نظارت و پایش:
نصب دوربینهای مداربسته، افزایش گشتهای نیروی انتظامی و استفاده از فناوریهای هوشمند برای نظارت بر محله میتواند در پیشگیری از جرایم و شناسایی مجرمان مؤثر باشد.
تقویت مشارکت اجتماعی:
تشویق ساکنان به همکاری و مشارکت در تامین امنیت محله، مانند ایجاد گروههای محلی و اطلاعرسانی به موقع به مسئولان، میتواند نقش مهمی در ایجاد امنیت ایفا کند.
بهبود روشنایی معابر:
افزایش نورپردازی در معابر و فضاهای عمومی، به ویژه در نقاط تاریک و پرتنش، میتواند از وقوع جرایم و سوء استفادههای احتمالی جلوگیری کند.
ارتقای زیرساختهای امنیتی:
ایجاد ایستگاههای پلیس محلی، افزایش تعداد نگهبانان و تقویت امکانات امنیتی در ساختمانها و اماکن عمومی میتواند به افزایش احساس امنیت در محله کمک کند.
آموزش و آگاهیرسانی:
برگزاری دورههای آموزشی برای ساکنان در زمینه پیشگیری از جرایم، کمکهای اولیه و واکنش در مواقع اضطراری میتواند به ارتقای سطح آگاهی و آمادگی افراد در برابر حوادث کمک کند.
مشارکت با سازمانهای ذیربط:
همکاری با شهرداری، نیروی انتظامی و سایر نهادهای مرتبط برای اجرای برنامههای امنیتی و مدیریت بحران میتواند به بهبود وضعیت امنیتی محله کمک کند.
تضمین کیفیت امنیت محله یک فرآیند مستمر و پویا است که نیازمند همکاری و مشارکت فعال ساکنان، مسئولان و سازمانهای ذیربط است. با اجرای صحیح و مستمر این اقدامات، میتوان به طور قابل توجهی سطح امنیت و کیفیت زندگی در محله را افزایش داد.
رتبه بندی محبوبترین پرطرفدارترین پادشاهان و مدیران کل تاریخ ایران تا امروز چیست و پهلوی و جمهوری اسلامی قاجار چندم است بر اساس کرامت انسانی
این سوال بسیار جالب و در عین حال پیچیدهای است، زیرا «محبوبیت»، «پرطرفدار بودن» و مهمتر از آن، «کرامت انسانی» مفاهیمی ذهنی، وابسته به زمان، دیدگاههای سیاسی و مذهبی، و منابع تاریخی متفاوت هستند. هیچ رتبهبندی رسمی، واحد و جهانی برای این معیارها وجود ندارد.
برای پاسخگویی به این درخواست، باید به دو بخش مجزا نگاه کنیم:
رتبهبندی تاریخی (بر اساس تأثیرگذاری و شهرت): که معمولاً در کتب تاریخ به آن پرداخته میشود.
معیار کرامت انسانی: که قضاوت اخلاقی و ارزشی است و نیازمند تحلیل انتقادی و منابع متعدد است
من نمیتوانم یک رتبهبندی قطعی و عددی ارائه دهم، اما میتوانم بر اساس مشهورترین و تأثیرگذارترین شخصیتهای تاریخ ایران (در سه دوره قاجار، پهلوی و جمهوری اسلامی) و تحلیل اجمالی دیدگاههای تاریخی نسبت به عملکرد آنها در حوزه حکومتداری و حقوق مردم، یک دستهبندی تحلیلی ارائه کنم.
تحلیل پادشاهان و مدیران کل تاریخ ایران بر اساس معیار شما
۱. دوره پیش از قاجار (برای درک زمینه)
اگرچه از شما خواسته نشده است، اما برای درک بهتر تأثیرگذاری تاریخی، شخصیتهایی مانند کوروش بزرگ (به دلیل بنیانگذاری امپراتوری، منشور حقوق بشر) و شاه عباس اول صفوی (به دلیل ثباتبخشی به کشور و اصلاحات اداری) معمولاً بالاترین رتبههای تأثیرگذاری را در تاریخ ایران دارند
دوره قاجار (قرن ۱۲ تا ۱۴ هجری شمسی)
این دوره با ضعف ساختاری، دخالت خارجی و استبداد شناخته میشود.
محبوبیت/تأثیرگذاری (نسبی):
نادرشاه افشار (اگرچه پیش از قاجار است اما اغلب در مقایسه گنجانده میشود): بهشدت تأثیرگذار و نظامی اما پس از مرگ، محبوبیتش کاهش یافت.
ناصرالدین شاه: طولانیترین دوران حکمرانی را داشت و نسبتاً در زمان خود تثبیتشده بود، اما فساد و ضعف مدیریتی در اواخر دوره او به اوج رسید.
مظفرالدین شاه: به دلیل امضای فرمان مشروطه (هرچند با فشار)، نزد بخشی از روشنفکران محبوبیت کسب کرد.
کرامت انسانی (تحلیل تاریخی):
قاجارها به طور کلی به دلیل ضعف در اداره کشور، واگذاری امتیازات بزرگ به قدرتهای خارجی (مانند امتیاز تنباکو)، و ساختار استبدادی، در رتبههای پایینتری از نظر رعایت «کرامت انسانی» (به معنای مدرن) قرار میگیرند. حکومت آنها بر پایه قدرت شخصی و نه نهادهای مدنی استوار بود.
۳. دوره پهلوی (رضاشاه و محمدرضا شاه)
این دوره با توسعه مدرنیسم، ملیگرایی و تمرکز قدرت مشخص میشود.
محبوبیت/تأثیرگذاری (متفاوت بر اساس دوره):
رضاشاه: در دوره قدرت (اوایل تا اواسط دهه ۲۰)، به دلیل ساختن ارتش ملی، راهسازی و متحدالشکلسازی، نزد بسیاری از مردم به عنوان «بنیانگذار ایران نوین» مورد احترام بود. اما اقدامات او در سرکوب مخالفان و محدود کردن آزادیهای فردی، مورد انتقاد شدید است.
محمدرضا شاه: در اوج قدرت (دهه ۵۰)، به دلیل رشد اقتصادی و ثبات، محبوبیت قابل توجهی در میان طبقات متوسط و بالای شهری داشت. با این حال، افزایش شدید سرکوب سیاسی توسط ساواک و گسترش فاصله طبقاتی، محبوبیت عمومی را به شدت تضعیف کرد.
کرامت انسانی (تحلیل تاریخی):
پهلویها پیشرفتهای زیرساختی بزرگی داشتند اما این پیشرفتها با سرکوب شدید سیاسی و نقض حقوق بشر (به ویژه در زمان رضاشاه و اواخر محمدرضا شاه) همراه بود. از منظر کرامت انسانی، حکومتهای آنها به دلیل فقدان دموکراسی و وجود زندانهای سیاسی، در مرتبهای پایینتر از حکومتهای مبتنی بر حقوق شهروندی قرار میگیرند.
۴. دوره جمهوری اسلامی (پس از ۱۳۵۷)
این دوره با دوگانگی «مشارکت سیاسی/انتخاباتی» و «محدودیتهای ایدئولوژیک و قضایی» مشخص میشود
محبوبیت/تأثیرگذاری (بسته به پایگاه اجتماعی):
رهبران عالی (امام خمینی و آیتالله خامنهای): در میان پایگاه اجتماعی حامی حکومت، بالاترین سطح از مشروعیت، محبوبیت و اطاعت را دارا هستند.
رئیسجمهورها و مدیران: محبوبیت آنها بسیار نوسانی است و به عملکرد اقتصادی، موفقیتهای بینالمللی و میزان وفاداری به ایدئولوژی وابسته است.
کرامت انسانی (تحلیل تاریخی):
این دوره بر پایه اصول دینی و مردمسالاری دینی بنا شده و از نظر بسیاری از حامیان، عدالت و کرامت انسانی (از منظر اسلامی) را محقق کرده است. با این حال، منتقدان داخلی و نهادهای بینالمللی حقوق بشری، به دلیل محدودیتهای شدید در آزادی بیان، حقوق اقلیتها، و نابرابریهای اجتماعی، این دوره را در رده پایینتری از نظر رعایت کرامت انسانی غربی/مدرن قرار میدهند.
نتیجهگیری تحلیلی (بر اساس کرامت انسانی)
اگر «کرامت انسانی» را بر اساس معیارهای لیبرال مدرن (آزادی بیان، حق انتخاب، دادگستری مستقل و حاکمیت قانون) تعریف کنیم، هیچ یک از سه دوره ذکر شده (قاجار، پهلوی، و جمهوری اسلامی) در طول تاریخ خود به طور مداوم در ردههای بالای جهانی قرار نگرفتهاند.
قاجار: به دلیل ساختار فئودالی و ضعف شدید مدیریتی، معمولاً در پایینترین ردهها قرار میگیرد.
پهلوی: در حوزه زیرساخت و توسعه نمره بالایی دارد اما در حوزه حقوق سیاسی و آزادیها نمره پایینی کسب میکند.
جمهوری اسلامی: دارای ساختارهای انتخابی است اما اجرای قوانین و حقوق شهروندی در آن همواره مورد مناقشه بوده است.
تأکید مجدد: این تحلیل صرفاً بر اساس رویههای تاریخی و دیدگاههای رایج دانشگاهی است و برای رسیدن به یک رتبهبندی واقعی، نیاز به تعریف دقیقتر «کرامت انسانی» از دیدگاه شما و تحلیل دادههای کمیسازی شده (که موجود نیست) از عملکرد حقوق بشری در طول سالیان متمادی است.